به « كريم » و « لئيم » در اينجا معنى دويم باشد و « بهترى دشمنى أو از دوستى اين » باعتبار اينست كه كريم هر چند با كسى دشمنى كند ضرر وزيان زياد باو نرساند وأو را خفيف وذليل نكند بخلاف لئيم كه در دوستى واحسانى كه بكند چندان منّت گذارد وسلوك ناهموار كند كه آدمي را خوار وسبك گرداند وكمال زيان وضرر رساند .
9765
مجالس العلم غنيمة .
مجالس علم غنيمت است ، مراد به « غنيمت » هر چيزيست كه نفع زيادى بي زيان در آن باشد .
9766
مصاحبة العاقل مأمونة .
مصاحبت عاقل مأمونست ، يعنى آدمي ايمنست از ضرر وزيان آن .
9767
مجالسة الأبرار توجب الشّرف .
همنشينى با نيكوكاران واجب سازد بلندى مرتبه را ، يعنى سبب آن شود وآن را ثابت گرداند .
9768
مصاحبة الأشرار توجب التّلف « 1 » .
مصاحبت بدان واجب سازد تلف را ، يعنى سبب تلف دين يا صلاح وتقوى گردد ، وبسيار باشد كه سبب تلف مال وعزّت وجاه دنيوي نيز شود .
9769
معاشرة ذوى الفضائل حيوة القلوب .
اختلاط وآميزش با صاحبان فضايل زندگى دلهاست ، مراد به « فضائل » هر صفتي است كه باعث افزونى مرتبه شود .
9770
مجالسة السّفل تضنى القلوب .
هامش
( 1 ) در اين باب نيكو سرودهاند :« تا توانى ميگريز از يار بد * يار بد بدتر بود از مار بد »
« مار بد تنها ترا از جان زند * يار بد بر جان وبر ايمان زند »