تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
ناخوش داشته شدهء كه ستوده شود عاقبت آن بهترست از دوست داشته شدهء كه نكوهش كرده شود عاقبت آن .

9749

ميزة الرّجل عقله ، وجماله مروّته . امتياز دهندهء مرد عقل اوست وزيبائى أو مروّت اوست ، يعنى امتياز هر كس بحسب مرتبهء از ديگرى بعقل وزيركى اوست ، هر كه عقل وزيركى أو كاملتر باشد مرتبهء أو بلندتر باشد ، وهر كه عقل وزيركى أو ناقصتر باشد مرتبهء أو پست‌تر باشد ، و « مروّت » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى آدميّت است ومراد بآن داشتن چيزى چندست كه مقتضاى آدميّت باشد از اخلاق حميده وافعال پسنديده .

9750

منازع الحقّ مخصوم . نزاع كننده با حقّ دشمنى كرده شده است ، مراد به « حقّ » در اينجا هر امر حقيّست ، و « دشمنى كرده شده است » يعنى حق تعالى با أو خصومت ودشمنى كند .

9751

مصاحب الّلؤم مذموم . مصاحب لئيمى يعنى صاحب آن نكوهش كرده شده است ، ومراد به « لئيمى » چنانكه مكرّر مذكور شد دنائت وپستى مرتبه است يا بخيلى .

9752

محن القدر تسبق الحذر . محنتهاى قدر پيشى مىگيرد بر حذر ، يعنى محنتها كه در قضا وقدر حق تعالى تقدير شده باشد حذر وانديشه از آنها سودى ندهد وآنها پيشى گيرند بر حذر وغالب شوند بر آن ، يا اين كه واقع شوند پيش از اين كه حذر واقع شود .

9753

مرارة الصّبر تثمر الظّفر . تلخى صبر ميوه دهد فيروزى را يعنى بارور گردد بفيروزى مطالب ومآرب ، با أجر وثواب .