9759
مذيع الفاحشة كفاعلها .
فاش كنندهء فاحشة مثل كنندهء آنست ، يعنى نقل كنندهء آن وپهن كنندهء آن در وزر ووبال مثل كنندهء آنست ، ومراد به « فاحشهء » زناست يا هر گناهى كه از حدّ درگذشته باشد در بدى .
9760
مستمع الغيبة كقائلها .
گوش اندازنده بغيبت مثل گويندهء اوست يعنى در وزر ووبال .
9761
موت وحىّ خير من عيش شقىّ « 1 » .
مردن شتابان بهترست از زندگانى كه بدبخت باشد .
9762
مركب الهوى مركب مرد .
مركب هوى مركبى است اندازنده يا هلاك كننده ، يعنى هوى وهوس مركبيست كه نمىشود كه سوار خود را نيندازد ، يعنى در هلاكت يا زيان ونقصان ، يا هلاك نكند .
9763
منع الكريم أحسن من اعطاء اللّئيم .
منع كردن كريم وعطا نكردن أو بهترست از عطا كردن لئيم ، مراد به « كريم » صاحب جودست يا هر شخص بلند مرتبه ، وبه « لئيم » بخيل يا هر شخص پست مرتبه ، و « بهترى منع آن از عطاياى اين » باعتبار اينست كه منع أو اگر منع كند با عذرخواهى وعزّت واحترام باشد وعطاى اين با منّت وخفّت وخوارى .
9764
معاداة الكريم أسلم من مصادقة اللّئيم .
دشمنى كردن كريم سالمترست از دوستى كردن لئيم ، ظاهر اينست كه مراد
هامش
( 1 ) نظير اين حديث است حديثي كه از سيّد الشهداء عليه السلام مأثور است باين عبارت :
« موت في عزّ خير من حياة في ذلّ » يعنى مردن بعزّت به كه زندگانى بذلت .