تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
چه سزاوارست كسى كه بيوفائى كند اين كه وفا كرده نشود از براي أو ، يعنى مردم نيز بيوفائى كنند با أو .

9709

ما أقبح القطيعة بعد الصّلة ، والجفاء بعد الإخاء ، والعداوة بعد الصّفاء ، وزوال الألفة بعد استحكامها . چه زشت است بريدن بعد از صله وپيوند ، وصله نكردن بعد از برادرى ، ودشمنى بعد از صفا ودوستى ، وزايل شدن الفت بعد از مستحكم شدن آن .

9710

ما أنعم اللَّه على عبد نعمة فظلم فيها الّا كان حقيقا أن يزيلها عنه . انعام نكرده خدا بر بندهء نعمتي پس أو ستم كرده باشد در آن مگر اين كه سزاوار باشد كه زايل كند خدا آنرا از أو ، مراد نعمتيست كه ستم در آن توان كرد مثل دولتها .

9711

ما كرمت على عبد نفسه الّا هانت الدّنيا في عينه . گرامى نباشد بر هيچ بندهء نفس أو مگر اين كه خوار گردد دنيا در چشم أو ، يعنى هر كه خواهد كه نفس أو عزيز وگرامى باشد خوار گردد دنيا در چشم أو ، زيرا كه ميداند كه عزيز داشتن دنيا باعث خفّت وخوارى أو در دنيا وآخرت مىگردد .

9712

ما أقرب النّقمة من أهل البغى والعدوان . چه نزديكست انتقام از أهل ظلم وعدوان ، مراد اخبار مردم است بنزديكى انتقام بأهل ظلم وعدوان ، تا اين كه ترس از آن گاه باشد كه مانع گردد ايشان را از آن .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 115 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)