9697
ما أوهن الدّين كترك إقامة دين اللَّه وتضييع الفرائض .
خوار نكرده دين را مثل ترك بر پاى داشتن دين خدا وضايع كردن فرايض ، يعنى هيچ چيز مثل اين دو أمر سبب ضعف وخوارى دين كسى نمىشود ، ومراد به « پاى داشتن دين خدا » امر بمعروف ونهى از منكرست وجارى كردن احكام دين خدا ميانهء مردم ، وبه « ضايع كردن فرايض » ظاهر اينست كه مراد خصوص نمازهاى فريضهء شبانه روزى باشد ، وضايع كردن آنها بعدم رعايت حدود وآداب وأوقات آنها .
9698
ما صان الأعراض كالاعراض عن الدّنايا وسوء الأغراض .
نگاه نداشته عرضها را چيزى مثل رو گردانيدن از دنايا وبدى غرضها ، مراد به « دنايا » أخلاق وأعمال دنى پست است .
9699
ما من شيء أجلب لقلب الانسان من لسان ، ولا أخدع للنّفس من شيطان .
نيست هيچ چيز كشندهتر مر دل آدمي را از زبان ، ونه فريب دهندهتر مر نفس را از شيطانى ، يعنى هيچ چيز نيست كه جلب قلوب مردم زيادة از زبان خوش بكند « 1 » ، وهيچ چيز نيست فريب دهندهتر مر نفس را از شيطانى ، يعنى كسى از شياطين ، ومراد يا شياطين حقيقي است كه إبليس وأتباع أو باشند ، ويا أعمّ از آنها وشياطين انس نيز كه مردم را فريب دهند وبمحرّمات ترغيب كنند ، وخصوص شياطين أنس نيز مراد مىتواند بود .
9700
ما من شيء يحصل به الأمان أبلغ من ايمان وإحسان .
نيست هيچ چيز كه حاصل شود بآن ايمنى كاملتر از ايمانى واحسانى ، مراد ايمنى در دنيا وآخرتست .
هامش
( 1 ) در اين باب گفتهاند :« درشتى وتندى نيايد بكار * بنرمى در آيد ز سوراخ مار »