جهد كرده وبر نگشته از هيچ مرتبه از بذل طاقت يا تحمّل مشقّت ، يا از « آل » بمعنى « نقص » باشد ومعنى اين باشد كه : ناقص نيست بحسب جهد در نصيحت بلكه بكمال آن رسيده ، يا اين كه تضمين معنى « منع » نيز در آن بشود ومعنى اين باشد كه : ناقص نيست ومنع نكرده جهدي را در نصيحت ، واللَّه تعالى يعلم .
9705
ما قدّمته من خير فعند من لا يبخس الثّواب ، وما ارتكبته من شرّ فعند من لا يعجزه العقاب .
آنچه پيش فرستادهء از خيرى پس نزد كسيست كه كم نمىكند ثواب را ، وآنچه ارتكاب كردهء آنرا از شرّى پس نزد كسيست كه عاجز نمىگرداند أو را عقاب ، يعنى عاجز نمىشود از عقاب كردن ، يا عاجز نمىيابد أو را عقاب ، وقادر وتوانا مىيابد بر خود ، يا فوت نمىشود أو را عقاب يعنى چنين نيست عقاب كه فوت شود از أو ، وأو را قدرتى نباشد بر آن ، وحاصل هر سه يكيست .
9706
ما لمت أحدا على إذاعة سرّى إذ كنت به أضيق منه .
ملامت نكردهام كسى را بر فاش كردن سرّ من چون بودم من تنگتر از آن .
مراد اينست كه كسى كه سرّ كسى را فاش كند أو ملامت أو نمىتواند كرد ، زيرا كه أو خود از أو تنگ حوصلهتر باشد كه سرّ خود از نگاه نداشته وباو اظهار كرده پس هر گاه أو تنگ حوصله باشد از نگاهداشتن سرّ ديگرى اين سهلست نسبت باو ، وأو را نرسد كه ملامت وسرزنش أو كند .
9707
ما رفع امرأ كهمّته ، ولا وضعه كشهوته .
بلند نكرده مردى را چيزى مثل همّت وعزم أو ، وپست نكرده أو را چيزى مثل شهوت وخواهش أو .
9708
ما أخلق من غدر أن لا يوفى له .