9701
ما استعبد الكرام بمثل الاكرام « 1 » .
بنده گردانيده نشوند كريمان بمثل اكرام ، مراد به « كريمان » مردم گرامى بلند مرتبه است واين كه چيزى مثل اكرام واحسان ايشان را بنده وفرمانبردار نكند .
9702
ما أقبح شيم اللّئام وأحسن سجايا الكرام .
چه زشت است خويهاى لئيمان ، ونيكوست اخلاق كريمان ، مراد به « كريمان » مردم گرامى بلند مرتبه است ، وبه « لئيمان » مقابل ايشان ، يا اسخيا وبخيلان ، واوّل ظاهرترست .
9703
ما حفظ غيبك من ذكر عيبك .
حفظ غيب تو نكرده كسى كه ذكر كرده عيب ترا ، مراد اينست كه كسى كه غايبانه تو ذكر عيب تو بكند أو بجا نياورده حفظ غيب ترا كه بايد كرد وتأكيد شده در آن .
9704
ما ألاك جهدا في النّصيحة من دلّك على عيبك وحفظ غيبك .
كوتاهى نكرده ومنع نكرده ترا جهدي در نصيحت كسى كه راه نموده ترا بر عيب تو ، ونگاهداشته غايبانهء ترا يعنى چنين كسى تقصير نكرده وكمال بذل جهد خود يعنى طاقت خود كرده يا كمال تحمّل مشقت نموده در نصيحت تو يعنى پند دادن تو وخالص وصاف بودن با تو ، وهيچ مرتبهء از آن را منع نكرده از تو يعنى از براي تو ، ودر أكثر نسخهها بجاى « ما ألاك » : « ما آل » واقع شده وظاهر اينست كه سهوى باشد از نسّاخ وبر تقدير صحّت آن ممكن است كه از « آل » بمعنى « رجع » باشد ومعنى اين باشد كه : برنگشته بي جهدي در نصيحت از هيچ مرتبهء آن يعنى كمال
هامش
( 1 ) اين قول متنبي كه در اين باب شاهكار است شايد مأخوذ از اين حديث باشد :« إذا أنت أكرمت الكريم ملكته * وان أنت أكرمت الليئم تمرّدا »
« فوضع الندى في موضع السيف بالعى * مضرّ كوضع السيف في موضع الندى »