نيست گريختن كريمان از مرگ مانند گريختن ايشان از بخيلى وهمراهى لئيمان ، يعنى از آنها بيشتر مىگريزند .
9694
ما أصدق المرء على نفسه ، وأىّ شاهد عليه كفعله ، ولا يعرف الرّجل الّا بعلمه كما لا يعرف الغريب من الشّجر الّا عند حضور الثّمر فتدلّ الأثمار على أصولها ، ويعرف لكلّ ذي فضل فضله كذلك يشرف الكريم بآدابه ويفتضح اللّئيم برذائله .
چه راستگوست مرد بر نفس خود ، وكدام گواه بر أو مانند كار اوست ؟ ! وشناخته نمىشود مرد مگر بعلم أو ، چنانكه شناخته نمىشود غريب از درخت مگر نزد حاضر شدن ميوه ، پس راه مىنمايد ميوهها بر أصلهاى آنها ، وشناخته مىشود از براي هر صاحب افزونى افزونى آن ، همچنان بلند مرتبه مىگردد كريم بآداب خود ، ورسوا مىگردد لئيم برذايل خود ، يعنى چه راستگوست هر كس در گواهى بر نفس خود ، زيرا كه از كارهاى هر كس خوبى وبدى أو ظاهر مىشود وگواهى بر آن مانند آنها نيست ، وشناخته نمىشود قدر ومرتبهء هر كس مگر بعلم أو ، چنانكه شناخته نمىشود درخت غريب وخوبى وبدى آن مگر بميوهء آن ، پس ميوهها راه مىنمايند بر خوبى وبدى اصلهاى آنها ، وبه آنها دانسته مىشود از براي هر صاحب افزونى مرتبهء افزونى مرتبهء آن ، چه هر يك كه ميوهء آن بهتر باشد مرتبهء درخت آن افزونتر باشد ، پس همچنان ظاهر مىشود بلندى مرتبهء كريم يعنى شخص گرامى بلند مرتبه بآداب أو ، ورسوا مىگردد لئيم يعنى دنى پست مرتبه برذايل أو ، يعنى بصفات نكوهيدهء أو ، ودر بعضي نسخهها « بأدائه » بجاى « بآدابه » است ، وبنا بر اين ترجمهء اينست كه : بلند مرتبه مىگردد كريم باداى أو سخن را وبگفتار أو كه از آن مرتبهء علم أو ظاهر مىشود « 1 » .
هامش
( 1 ) اشاره باين مضمونست :« تا مرد سخن نگفته باشد * عيب وهنرش نهفته باشد »