تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نيست مغبوطى كه فيروزى يافته باشد از سراى بقا بمطلب خود مانند مغبونى كه فوت شده باشد أو را نعمت بهشت بسبب بدى اختيار أو وبدبختى أو ، معنى « مغبوط » در فقرهء سابق سابق مذكور شد ، و « مغبون » كسى را گويند كه در خريدى يا فروختى زيان زيادى كرده باشد ، ومراد اينست كه : كسى كه طلب آخرت كرده باشد وبمطلب خود رسيده باشد أو مغبوط است كه بايد مردم تمنّاى مثل حال أو كنند ، وكسى كه طلب دنيا كرده باشد وآخرت را از دست گذاشته باشد أو مغبون است كه كمال زيان كرده ونعمت بهشت را از دست گذاشته بسبب بدبختى خود وبدى اختيار خود كه آن اختيار دنيا باشد بر آخرت ، وظاهرست كه آن مغبوط را بچنين مغبونى نسبتي نيست .

9688

ما ولدتم فللتّراب ، وما بنيتم فللخراب ، وما جمعتم فللذّهاب ، وما عملتم ففي كتاب مدّخر ليوم الحساب . آنچه زائيده‌ايد از براي خاك است ، وآنچه بنا كرده‌ايد از براي خرابيست ، وآنچه فرآهم آورده‌ايد از براي رفتن است ، وآنچه عمل كرده‌ايد پس آن در نامه‌ايست ذخيرة گذاشته شده از براي روز حساب ، مراد اينست كه فرزندان وبناها وأموال را از براي شما بقائى نباشد ، عاقبت فرزندان خاك است ، وعاقبت بناها خرابى ، وعاقبت مال رفتن است ، آنچه باقي مىماند از براي شما عملهاى شماست كه در نامهء اعمال نوشته مىشود وذخيرة مىشود تا روز حساب ، پس در آن بايد سعى كرد كه آنچه نوشته شود در آن طاعت باشد نه معصيت .

9689

ما أقرب الدّنيا من الذّهاب ، والشّيب من الشّباب ، والشّكّ من الارتياب . چه نزديكست دنيا از رفتن ، وپيرى از جوانى ، وشكّ از ارتياب ، ظاهر