بلائي باشد واز راه استدراج باشد چنانكه مكرّر مذكور شد وبنا بر اين ظاهرست كه آن مبتلى محتاجتر نيست بدعا از اين عافيت داده شده ، زيرا كه بلاى أو بلائيست دنيوي كه باعث اجر وثواب اخروى باشد وبلاى اين اگر چنان باشد بلائيست اخروى - نعوذ باللَّه منه - پس أو محتاجترست بدعا ، از براي اين كه عافيت أو چنين عافيتى نباشد ، وممكن است كه مراد ترغيب در دعا باشد در جميع أحوال واين كه در حال عافيت نيز احتياج بدعا كمتر از حال بلا نيست ، زيرا كه أو نيز أيمن نيست از اين كه ببلائى گرفتار گردد مثل آن بلكه بدتر از آن ، پس همواره متوسّل بدعا بايد بود .
9679
ما استودع اللَّه سبحانه امرأ عقلا الّا ليستنقذه به يوما .
امانت نسپرده خداى سبحانه مردى را عقلي مگر از براي اين كه خلاص گرداند أو را بآن يك روزى ، مراد اينست كه هر مرتبهء از عقل وزيركى كه حق تعالى بكسى داده از براي اينست كه يك روزى أو محتاج باشد بآن عقل وزيركى از براي خلاصي از بلائي از بلاهاى دنيوي يا اخروى ، نهايت گاهى أو آن را كار برد وخود را خلاص گرداند از آن ، وگاهى بكار نبرد ومبتلا شود بآن .
9680
ما جالس أحد هذا القرآن إلّا قام بزيادة أو نقصان ، زيادة في هدى أو نقصان في عمى .
همنشينى نكند هيچ كس از شما با اين قرآن مگر اين كه برخيزد با زيادتيى يا نقصانى ، زيادتيى در راه يافتن يا نقصانى در كورى ، مراد ترغيب در همنشينى با قرآن مجيد وتلاوت آنست ، واين كه آن باعث زيادتى راه يافتن بحق باشد اگر راه يافته باشد بحق ، واگر نه باعث كمي كورى أو گردد .
9681
ما آنسك أيّها الانسان بهلكة نفسك أما من دائك بلول ، أم ليس لك من نومتك يقظة ، أما ترحم من نفسك ما ترحم من غيرك .