تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
باين كه در پى آن كنم خواهر آن را يعنى تاى آن را ، پس بدرستى كه منع كردن آخرها قطع ميكند شكر اوّلها را ، مراد ترغيب در اينست كه كسى كه احسانى بكسى كرده باشد قطع احسان باو نكند وآن را مستمرّ دارد تا اين كه شكر أو ودعاى أو قطع نشود وشكر نعمت سابق ولاحق هر دو بكند واگر ترك احسان باو بشود در آخر أو قطع شكر نعمت اوّل نيز بكند پس احسان باو سبب شكر بر آن وتجديد شكر نعمت سابق نيز مىشود پس هر كه در سابق نعمتي باو داده شده باشد اين وسيلهء خويشست از براي أو از براي طلب إحسان ديگر حتّى اين كه فرموده‌اند كه : وسيلهء بزرگتر از اين نيست نزد من .

9675

ما يمنع أحدكم أن يلقى أخاه بما يكره من عيبه الّا مخافة أن يلقاه بمثله ، قد تصافيتم على حبّ العاجل ورفض الآجل . منع نمىكند هيچ يك از شما را اين كه برخورد برادر خود را به آن چه ناخوش مىدارد از عيب أو مگر ترس اين كه أو نيز ملاقاة كند أو را بمثل آن بتحقيق كه صاف شده‌ايد با يكديگر بر دوستى دنيا وترك آخرت ، مراد ترغيب در اينست كه كسى كه در برادر مؤمن خود عيبى ببيند كه ناخوش دارد آن را اظهار كند آن را باو تا أو زايل كند آن را از خود ، وفرموده كه شما كه اين را نمىكنيد مانع ديگر نداريد از اين مگر ترس اين كه هر گاه يكى از شما چنين كند با برادر خود أو نيز چنين كند با أو وعيب أو را باو اظهار كند وأو خود راضى نيست بآن ، پس همه با يكديگر صلح كرده‌ايد بر دوستى دنيا واين كه مكروهى در دنيا بيكديگر نرسانيد وترك كرده‌ايد آخرت را وباكى نداريد از اين كه عيبهاى شما كه باعث زيان آخرت شما باشد در شما بماند واصلاح آنها نكنيد .

9676

ما أطال أحد الأمل إلّا نسي الأجل وأساء العمل . دراز نكشد هيچ يك از شما اميد را مگر اين كه فراموش كند اجل را وبد كند