8586
من لم يأس على الماضي ولم يفرح بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفيه .
هر كه اندوهناك نشود بر گذشته وشادمان نگردد به آينده پس بتحقيق كه فرا گرفته « زهد » را بدو طرف آن ، يعنى كمال « زهد » وبىرغبتى در دنيا وتمام آن اينست كه آدمي اندوهناك نگردد بر آنچه از دنيا بگذرد از أو ونرسد باو ، وشادمان نگردد به آن چه از دنيا بيايد بجانب أو ورو كند باو .
8587
من شكر من أنعم عليه فقد كافأه .
هر كه شكر كند كسى را كه انعام كند بر أو پس بتحقيق كه جزاى آن دهد ، يعنى همان شكر كافيست در جزاى انعام أو .
8588
من قابل الاحسان بأفضل منه فقد جازاه .
هر كه در برابر اندازد احسان را بافزونتر از آن پس بتحقيق كه جزاى آن داده ، مراد اينست كه جزاى احسان اينست كه در برابر آن احسانى افزونتر از آن بكند تا اين كه افزونى آن در برابر اين افتد كه أو ابتدأ كرده بآن ، وممكن است كه اين در بارهء كسى باشد كه خواهد تلافى باحسان بكند واگر نه شكر كافيست در جزاى احسان چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد ، وممكن است كه احسان افزونتر شامل شكر نيز باشد ، يا مراد بآن همان شكر باشد بقرينهء فقرهء سابق .
8589
من تسرّع إلى الشّهوات تسرّع اليه الآفات .
هر كه شتاب كند بسوى شهوتها شتاب كند بسوى أو آفتها .
8590
من ترقّب الموت سارع إلى الخيرات .
هر كه انتظار كشد مرگ را شتاب كند بسوى خيرات ، يعنى كسى كه در فكر مرگ باشد وانتظار آن كشد شتاب كند در خيرات ، از ترس اين كه مبادا مرگ ديگر