تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
دوستى أو بريده مىشود وظاهرست كه دوستان خود را كم كردن عقلا وشرعا مذموم است واگر كسى با هر دوستى چنان سلوك كند بىدوست ويار ومددكار ماند .

8583

من تلن حاشيته يستدم من قومه المحبّة . هر كه نرم باشد كنار أو پاينده دارد از قوم خود دوستى را ، « نرمى كنار وجانب » كناية از خوش‌خوئى است چه خوش‌خو چون مردم بجانب أو روند ودور وكنار أو را فرو گيرند گويا جانب وكنار أو نرم است وبآسانى به آنجا مىتوان رفت بخلاف « بدخو » كه مردم از جانب وكنار أو رم كنند ، پس گويا جانب وكنار أو درشت است كه بآسانى به آنجا نمىتوان رفت ، وغرض ترغيب در خوش‌خوئى ومهربانى با مردم است واين كه اين باعث مىشود كه دوستى قوم أو با أو پاينده ومستدام ماند .

8584

من اطّرح « 1 » الحقد استراح قلبه ولبّه . هر كه بيندازد كينه را راحت يابد دل أو وعقل أو ، مراد ترغيب در بيرون كردن كينه است از دل ، واين كه باعث راحت يافتن دل وعقل مىشود چه دل فارغ مىشود از سوزش والتهاب وقلق واضطراب كه با كينه باشد وعقل فارغ مىشود از انديشهء چاره وتدبير از براي شفاى آن .

8585

من استقصى على نفسه أمن استقصاء غيره عليه . هر كه خرده‌گيرى « 2 » كند بر نفس خود أيمن گردد از خرده‌گيرى كردن غير بر أو ، زيرا كه كسى كه خرده‌گيرى كند با خود وبنهايت رساند بازخواست نفس خود را ، ديگر گناهى از براي أو باقي نماند كه ديگرى خرده‌گيرى كند بر أو وبازخواست آن كند .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را « أطرح » از باب افعال خوانده ودر سابق ياد شد كه آن اشتباه است وصحيح « اطّرح » است از باب افتعال ، طالب تحقيق بكتب لغت رجوع كند . ( 2 ) در برهان قاطع گفته : « خرده‌گير كناية از عيبجوى ونكته گيرنده باشد » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 326 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)