هر كه در گذرد از حقّ تنگ باشد راهى كه رود يعنى راه واسع در هر باب راه حقّ است كه هيچ زيان وخسرانى ندارد وهر كه از آن تجاوز كند بهر راهى كه رود تنگ باشد يعنى كار بر أو تنگ شود ودر هلاكت وزيان وخسران افتد .
8572
من أحبّ الذّكر الجميل فليبذل ماله .
هر كه دوست دارد ذكر جميل را پس عطا كند مال خود را ، مراد به « ذكر جميل » اينست كه مردم أو را بنيكوئى ياد كنند .
8573
من رغب فيما عند اللَّه بلغ آماله .
هر كه رغبت كند در آنچه نزد خداست برسد باميدهاى خود .
8574
من تكرّر سؤاله للنّاس ضجروه « 1 » .
هر كه مكرّر شود سؤال أو از مردم ملول گردند از أو .
8575
من طلب ما في أيدي النّاس حقّروه « 2 » .
هر كه طلب كند آنچه را در دستهاى مردم است سبك شمارند أو را .
8576
من جمع المال لينفع به النّاس أطاعوه ، ومن جمع لنفسه أضاعوه .
هر كه جمع كند مال را براي اين كه نفع برساند بآن مردم را أطاعت كنند أو را ، وهر كه جمع كند از براي نفس خود ضايع كنند أو را ، يعنى واگذارند وفرمان أو نبرند يا هلاك گردانند .
8577
من فكّر أبصر العواقب .
هر كه فكر كند بينا گردد عاقبتها را .
هامش
( 1 ) كذا بفتح ضاد بخط شارح وگويا باعتبار « ضجروا منه أو به » چنين استعمال شده است .
( 2 ) كذا بخطه ( ره ) ونظر بموازنه با « ضجروه » قرائت « حقروه » بتخفيف بهتر است .