تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
هر كه باز ايستد از گناهان سبك شود وزر أو وعظيم گردد نزد خدا قدر أو ، « وزر » بكسر واو وسكون زاي با نقطه بمعنى گناه است وگرانى ، ودر اينجا معنى دويم مناسب‌ترست ، يعنى سبك شود پشت أو از گرانى كه بسبب گناهان حاصل شود .

8598

من جرى في ميدان أمله عثر « 1 » بأجله . هر كه روان گردد در ميدان اميد خود برو در افتد بأجل خود ، يعنى هر كه اميدهاى أو برآيد وروان گردد در ميدان آنها زود برو در افتد بمرگ چنانكه بتجربه رسيده وقبل از اين نيز مذكور شد ، وممكن است مراد اين باشد كه هر كه روان شود در ميدان اميدهاى خود سعى كند از براي آنها يك بار برو در افتد بمرگ در هلاكت وزيان وخسران اخروى .

8599

من سعى لدار اقامته خلص عمله وكثر وجله . هر كه سعى كند از براي سراى أقامت خود خالص گردد عمل أو وبسيار باشد وجل أو ، يعنى خوف وترس أو از حقّ تعالى .

8600

من كثرت نعم اللَّه عليه كثرت حوائج النّاس اليه . هر كه بسيار شود نعمتهاى خدا بر أو بسيار شود حاجتهاى مردم بسوى أو ، غرض اينست كه هر كه آنرا خواهد بايد كه اين را بر خود گذارد واز اين ملول ودلتنگ نشود وسعى كند در بر آوردن آنها .

8601

من زاد علمه على عقله كان وبالا عليه . هر كه زياد باشد علم أو بر عقل أو بوده باشد وبالى بر أو ، مراد عقل عملي است كه بدارد أو را بر عمل بعلم خود ، وچون گناهى كه كسى ندانسته بكند اگر معفوّ نباشد يقين سبك‌ترست از آن هرگاه دانسته بكند ، چنانكه مكرّر مذكور شد ،
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « عثر » را بتثليث ثاء مثلّثه ضبط كرده وبر روى آن كلمهء « جميعا » نيز گذاشته است يعنى قرائت « عثر » بفتح وكسر وضمّ ثاء درست است ، در أقرب الموارد گفته : « عثر الفرس ( كنصر وضرب وعلم وشرف ) عثرا وعثيرا وعثارا زلّ وكبا ( تا آخر گفتار أو ) » .