هر كه امر كند ترا باصلاح نفس خود پس أو سزاوارتر كسيست كه أطاعت كنى تو أو را .
8567
من كفر حسن الصّنيعة استوجب قبح القطيعة .
هر كه كفران كند نيكوئى احسان را سزاوار گردد زشتى بريدن را ، مراد اينست كه بريدن از خويشان وبرادران مؤمن اگر چه زشت وقبيح است امّا كسى كه كفران نيكوئى احسان كند مستحقّ وسزاوار آن قبح وزشتى بريدن از أو باشد .
8568
من صبر على مرّ الأذى أبان عن صدق التّقوى .
هر كه صبر كند بر آزار تلخ ومكروه ظاهر كند راستى پرهيزگارى را ، مراد صبر بر آزارها ومكروهاتست كه از جانب حقّ تعالى باشد مثل بيماريها وفوت فرزند ومانند آن وجزع نكردن در آنها ، يا صبر بر آزارها كه از مردم باو رسد وانتقام نكشيدن از ايشان .
8569
من استهدى الغاوي عمى عن نهج الهدى .
هر كه راهنمايى جويد از گمراه كور گردد از راه واضح راه راست ، مراد اينست كه راهنمايى كه كسى فرا گيرد مثل امام وأستاذ بايد كه بر راه حقّ باشد ودر اين باب اهتمام تمام بايد كرد كه اگر گمراه باشد أو نيز كور گردد از راه حقّ وبا وضوح آن نبيند آنرا .
8570
من عتب على الدّهر طال معتبه .
هر كه ملامت كند روزگار را دراز كشد ملامت أو ، يعنى روزگار مستحقّ سرزنش وملامت بسيارست هر كه ملامت آن كند طول كشد ملامت أو .
8571
من تعدّى الحقّ ضاق مذهبه .