8342
من نصح في العمل نصحته المجازاة .
هر كه خالص باشد در عمل خالص باشد از براي أو جزادان ، يعنى جزا داده شود بجزاى أخروي كه خالص باشد از نقصان وزوال وانقطاع .
8343
من أحسن العمل حسنت له المكافاة .
هر كه نيكو كند عمل را نيكو باشد از براي أو مكافات ، يعنى جزا دادن عمل أو .
8344
من قبل النّصيحة أمن من الفضيحة .
هر كه قبول كند نصيحت را أيمن گردد از فضيحت يعنى رسوائى .
8345
من غشّ مستشيره سلب تدبيره .
هر كه غشّ كند با مشورت كننده با أو ربوده شود تدبير أو ، يعنى حقّ تعالى بجزاى آن چنان كند كه رأى وتدبير أو در كارها فاسد شود وتدبير درست نتواند كرد .
8346
من ساء تدبيره تعجّل تدميره .
هر كه بد باشد تدبير أو تعجيل كند هلاك گردانيدن أو ، يعنى زود خود را هلاك كند ودر زيان وخسران اندازد ، غرض ترغيب در اهتمام زيادست در درست كردن تدبير در هر كار بفكر وتأمّل ومشورت با عقلا .
8347
من عمر دنياه خرّب مآله .
هر كه آباد كند دنياي خود را خراب كند جاى بازگشت خود را ، يعنى آخرت خود را ، مراد آبادكردن آنست بر وجهي كه تمام وبر وفق هواها وهوسها باشد وظاهرست كه آباد كردن دنيا برين وجه بىخراب كردن آخرت نمىشود .
8348
من عمر آخرته بلغ آماله .
هر كه آباد كند آخرت خود را برسد باميدهاى خود ، يعنى اميدهاى اخروى يا دنيوي نيز ، وبنا بر اين ممكن است كه مراد به « آباد كردن دنيا » در فقرهء سابق