آباد كردن آن باشد بسعى از براي آن نه اين كه سعى آن از براي آباد كردن آخرت باشد وحقّ تعالى بسبب آن دنياي أو را نيز آباد كند .
8349
من صدق مقاله زاد جلاله .
هر كه راست باشد سخن أو زياد شود بزرگى أو .
8350
من جرى مع الهوى عثر بالرّدى .
هر كه روان باشد با هوا بيفتد در هلاكت ، مراد به « روان شدن با هوا » همراه هوا وهوس خود رفتنست .
8351
من اغترّ بالدّنيا اغترّ بالمنى .
هر كه فريب خورد بدنيا فريب خورد بآرزوها ، يعنى به آنها گرفتار شود وخلاصي از آنها نيابد واگر بالفرض آرزوئى كه حاصل شود آرزوى ديگر كند وسعى كند از براي آن وهمچنين تا ناگاه مرگ در رسد وبىتهيه وتوشهء بايد رفت پس كسى كه رستگارى خواهد بايد كه فريب دنيا نخورد وزينتها ولذّات آن را چنانكه هست پوچ وباطل داند تا اين كه مشغول از براي آخرت تواند شد .
8352
من ركب الهوى أدرك العمى .
هر كه سوار شود هوا وهوس را دريابد كورى را ، يعنى كورى از راه نجات ورستگارى « 1 » .
8353
من خالف رشده تبع هواه .
هر كه مخالفت كند رشد خود را پيرو شود هوا وهوس را ، « رشد » بمعنى يافتن راه حقست وظاهر اينست كه مراد در اينجا عقل باشد كه سبب آن گردد ومراد
هامش
( 1 ) اين گفتار سعدى در اين باب شاهكار است :« حقايق سرائيست آراسته * هوى وهوس گرد برخاسته »
« نبينى كه آنجا كه برخاست گرد * نبيند نظر گر چه بيناست مرد »