فراگيريد از هر علمي نيكوتر آنرا ، پس بدرستى كه زنبور عسل مىخورد از هر شكوفه زيباتر آنرا ، پس پديد مىآيد از آن دو جوهر نفيس ، يكى از آنها در آنست شفائي از براي مردم ، وديگرى روشنى جسته مىشود بآن . مراد به « جوهر نفيس اوّل » عسل است كه حق تعالى در قرآن مجيد در شأن آن فرموده كه در آنست شفائي از براي مردم ، وتجربه نيز شاهدست بر آن حتى اين كه جزو عمده أكثر معاجين شده ومراد بآن ديگرى كه روشنى جسته مىشود بآن موم است ، چنانكه ظاهر وروشن است ، ومراد اينست كه آدمي را طاقت واستطاعت آن نيست كه همه علوم را كسب كند پس بايد كه فرا گيرد از هر علمي آنچه نيكوتر آن باشد ، باعتبار اين كه نفع آن در دين بيشتر باشد . وتقريب تعليل بحكايت زنبور اينست كه چنانكه در آن مادّه با وجود خست آن غذاى نيكوتر باعث اين مىشود كه چنان دو گوهر گرانمايه از آن متولّد شود ، پس همچنين علم نيز كه غذاى روحاني نفس است هر چه از آن بهتر باشد در آن مادّه شريف باعث اين مىشود كه آنچه از آن متولد شود از اخلاق واعمال نيكوتر وزيباتر باشد .
5083
خلوّ الصّدر من الغلّ والحسد من سعادة العبد .
خالى بودن سينه از كينه ورشك از نيكبختى مردست ، يعنى از جمله أسباب آنست .
5084
خلوص الودّ والوفاء بالوعد من حسن العهد .
خالص بودن دوستى ووفا نمودن بوعده از نيكوئى عهدست ، يعنى از جمله أسباب وشرايط نيكوئى عهد وپيمان با خدا باطاعت وانقياد أو . يعنى نيكوئى رعايت