فريسه أو مىشويد ودرهم مىشكند شما را ومىكوبد گردن شما را .
وفرموده است نيز آن حضرت عليه السّلام در مذّمت جمعى مانند قوم مذكور :
5077
خذلوا الحقّ ولم ينصروا الباطل .
ترك كردهاند يارى حقّ را ، ويارى نكردهاند باطل را . مراد مذّمت ايشان است بمهملى وبيكارى ، واين كه نه يارى حقّ كرده اند ونه يارى باطل .
5078
خلوّ القلب من التّقوى يملاه من فتن الدّنيا .
خالى بودن دل از پرهيزگارى پر ميكند آنرا از فتنه هاى دنيا ، يعنى از انديشههاى أمور دنيوي كه هريك فتنهايست از براي أو وباعث زيان وخسران اوست در آخرت بلكه در دنيا نيز .
5079
خمسة ينبغي ان يهانوا ، الدّاخل بين اثنين لم يدخلاه في أمرهما ، والمتامّر على صاحب البيت في بيته ، والمتقّدم على مائدة لم يدع إليها ، والمقبل بحديثه على غير مستمع ، والجالس في المجالس الّتى لا يستحقّها .
پنج كساند كه سزاوارست كه خوار كرده شوند ، داخل شونده ميانه دو كس كه ايشان داخل نكرده باشند أو را در امر خود ، وسلطنت جوينده بر صاحب خانه در خانه أو ، وپيشى گيرنده بر خوانى كه خوانده نشده باشد بسوى آن ، ورو آورنده بسخن خود بر كسى كه گوش نيندازد ، ونشنيده در جايگاههائى كه سزاوار نباشد آنها را . مراد مذّمت پنج كار است واين كه هر كه يكى از آنها را بكند سزاوار اينست كه خوار كرده شود .
يكى - اين كه دو كس با هم مشغول كارى باشند مثل اين كه با هم رازي گويند