پنج صفت است كه قبيح شمرده مىشود از پنج كس ، بسيارى فجور از علما ، وحرص در حكما ، وبخيلى در توانگران ، وبي شرمى در زنان ، واز پيران زنا كردن .
مراد اينست كه اين پنج چيز أزين پنج كس قبح زيادى دارد ودر غير ايشان نيز اگر چه قبيح است أمّا قبح آن بآن مرتبه نيست ، و « فجور » بمعنى مطلق فسق ، وخصوص دروغ گفتن ، وعدول كردن از حق وميل از آن ، هر سه آمده ودر اينجا هر يك مناسب است وأصل هر يك هر چند قبيح است واز همه كس قبيح ميباشد نهايت بسيار آن قبح زياد دارد واز خصوص علماء بيشتر ، وهمچنين حرص بر دنيا اگر چه از همه كس قبيح است ، از حكماء يعنى آنانكه علم راست وكردار درست دارند قبح آن زيادترست ، ومراد حرصي است كه باعث ارتكاب حرامى نشود واگر نه در حكما بمعنى مذكور نمىتواند بود ، وبنا بر اين مراد به « قبح در آن » كراهت شديد وناخوشى زيادست هر چند بمرتبه حرمت نرسد ، وهمچنين ظاهرست كه بي شرمى در زنان قبيحترست ، وزنا از پيران .
5081
خصلتان فيهما جماع المروءة ، اجتناب الرّجل ما يشينه واكتسابه ما يزينه .
دو خوى است كه در آنهاست جمع كردن مروّت يعنى مردى يا آدميت ، دورى گزيدن مرد از آنچه عيبناك گرداند أو را ، وكسب كردن أو آنچه را زينت دهد أو را ، « بودن اين دو خصلت جمع كننده همه مراتب مردى يا آدميست » ظاهرست ، ومحتاج ببيان نيست .
5082
خذوا من كلّ علم أحسنه فانّ النّحل يأكل من كلّ زهر ازينه فيتولّد منه جوهران نفيسان أحدهما فيه شفاء للنّاس ، والآخر يستضاء به .