يعنى بهترين اين امّت نمط ميانه است ، ملحق مىشود بايشان در عقب مانده ، وبر مىگردد بسوى ايشان از حدّ بدر رفته .
وپوشيده نيست كه درين عبارت حمل « نمط أوسط » بر معنى دويم انسب است .
5060
خلطة أبناء الدّنيا راس البلوى وفساد التّقوى .
آميزش پسران دنيا سر بلاست وفساد تقوى . مراد به « پسران دنيا » جمعى است كه حريص بر دنيا باشند وظاهرست كه آميزش زياد با ايشان باعث ميل ورغبت بطريقه وشيوه ايشان مىشود وآن بلائيست اخروى ، بلكه دنيوي نيز ، وبآن فاسد مىشود تقوى وپرهيزگارى .
5061
خالف الهوى تسلم ، واعرض عن الدّنيا تغنم .
مخالفت كن خواهش را تا سالم مانى ، ورو بگردان از دنيا تا غنيمت يأبى .
5062
خذوا مهل الايّام ، وحوطوا قواصى الاسلام ، وبادروا هجوم الحمام .
فرا گيريد مهلت ايّام را ، وحفظ كنيد سرحدّهاى اسلام را ، وپيشى گيريد بر ناگاه رسيدن تقدير مرگ . يعنى مهلت روزگار را غنيمت شماريد ، وتا مهلت كردن كار خيرى داريد ، بكنيد ، وتأخير مكنيد در آن كه مبادا مرگ ناگاه در رسد وديگر مهلت ندهد ، و « پيشى گيريد بر ناگاه رسيدن تقدير مرگ » بمنزله تأكيد اينست يعنى پيشى گيريد بكردن كارهاى خير كه مبادا ناگاه در رسد تقدير مرگ وديگر نتوانيد كرد . و « حفظ كنيد سرحدّهاى اسلام را » امرست بنگهبانى كردن آنها وبا خبر بودن از آنها از براي دفع فتنه وفساد كفار ، وهجوم وتاخت ايشان بر سر مسلمانان .
5063
خلّف لكم عبر من آثار الماضين قبلكم لتعتبروا بها .