است وهر دو بمعنى حبس ومنع است « 1 » چنانكه ترجمه شده .
5059
خير الأمور النّمط الأوسط ، اليه يرجع الغالي ، وبه يلحق التّالى .
بهترين امرها نمط ميانه است ، بسوى آن برميگردد از حدّ در گذرنده ، وبآن ملحق مىشود در عقب مانده . « نمط » بمعنى نمد مشهور است وجمعى از مردم را نيز گويند كه بر يك طريقه باشند وبنا بر اوّل تشبيه شده طريقه ومذهبي كه كسى بر آن قرار گيرد واعتقاد كند بنمدى كه جايگاه خود سازد وبر آن بنشيند ومراد اينست كه : بهترين طريقهها ومذهبها مذهب كسيست كه ميانهرو باشد وكسى كه از حدّ در رفته باشد بايد كه بآن برگردد ، وكسى كه در عقب مانده باشد وبآن نرسيده باشد بايد كه بآن برسد وآن مذهب أهل حقّ است كه در باره أئمة صلوات اللّه وسلامه عليهم بامامت وعصمت وساير فضائل عليه ومراتب عاليه ايشان قائل شده اند واز حدّ نگذشتهاند باين كه چيزى زيادة از مرتبه ايشان از براي ايشان ثابت كنند مثل اين كه نعوذ باللّه مانند غاليان بألوهيّت وربوبيّت ايشان قائل شوند ، ودر عقب نمانده اند كه باقرار بمراتب جليله ايشان نرسيده باشند پس غاليان كه از حدّ در گذشتهاند وزيادة از مرتبه ايشان از براي ايشان قرار دادهاند بايد كه برگردند وآنچه را زياد از مرتبهء ايشان باشد انكار كنند ، وجمعى كه در عقب ماندهاند ونرسيدهاند به آن چه در بارهء ايشان اعتقاد بايد كرد بايد كه خود را ملحق سازند بآن مذهب وبرسانند بآن ، وبنا بر معنى دويم نيز مراد همين است ومعنى اينست كه :
« بهترين أمور نمط ميانه است » يعنى مذهب نمط ميانه يعنى جماعتى كه ميانهروند بشرحى كه مذكور شد ، ودر بعضي أحاديث اين مضمون باين عبارت واقع شده :
خير هذه الأمّة النّمط الأوسط ، يلحق بهم التّالى ، ويرجع إليهم الغالي .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « شجنته الحاجة ( كنصر ) شجا : حبسته » ودر منتهى الإرب گفته : « شجنته الحاجة شجنا بالفتح ( اى فالسكون ) بازداشت أو را حاجت از كارى » .