تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
فرصت امكان را » بمنزله تأكيد وبيان آنست يعنى غنيمت دان فرصت تمكن از كار خير را وقدرت بر آن را ، واين بنا بر اينست كه « عفو » بعين بىنقطه باشد ودر بعضي نسخه‌ها با نقطه است و « عفو » با نقطه چنانكه جمعى از أهل لغت گفته اند بمعنى خواب است ، يا خواب سبك ، يا پينكى « 1 » ، بنا بر اختلاف أقوال ايشان ، وبنا بر اين ترجمه اينست كه : غنيمت شمار خواب روزگار را يعنى اين را كه از تو غافل شده وگويا بخواب رفته وفرصتى از براي تو هست ، ودر تعبير باين لفظ بنا بر دو قول آخر اشاره است باين كه غفلت روزگار اندك غفلتى است وبمنزله خواب سبكى است ، يا پينكى است وزود بيدار شود وديگر فرصت بتو ندهد ، وآنچه بعضي از أهل لغت گفته اند كه « اغفاء » باين معنى است نه « غفو » محلّ اعتماد نيست .

5047

خور السّلطان اشدّ على الرّعيّة من جور السّلطان . خور پادشاه يعنى ضعف وسستى أو سخت ترست بر رعيت از جور وستم أو ، زيرا كه جور پادشاه هر قدر كه باشد از يك كس است وچندان قدرى نخواهد داشت ، وضعف پادشاه باعث اين مىشود كه هر كه بر كسى ظلم تواند كرد ظلم كند ، وظاهرست كه در اين وقت ظلم بسيار وفزون از شمار مىشود .

5048

خذ الحكمة ممّن اتاك بها ، وانظر إلى ما قال ، ولا تنظره إلى من قال . فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براي تو آنرا ، ونگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته ، يعنى علم درست را هر كس از هر كه بياموزد بايد فرا گرفت خواه خوب باشد وخواه بد ، ونگاه بايد كرد به آن چه گفته نه بآن كسى كه گفته ، پس هرگاه گفته حق باشد بايد كه فرا گرفت هر چند قائل آن شهرتى بعلم نداشته باشد يا بد مذهب باشد ، وهرگاه گفته درست نباشد بايد كه ردّ كرد هر چند قائل آن بعلم ودانش مشهور باشد .
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « پينكى بر وزن زيركى غنودنى باشد سبك وآنرا بعربي ( سنه ) گويند »
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 442 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)