تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
وتفضل را يعنى در هر باب با مردم عدالت كن ، وهيچ امرى را بناحق جارى مساز مگر بخششى را كه بعنوان تفضل بي اين كه بر تو حقي باشد بكنى .

5040

خذ من امرك ما يقوم به عذرك ، وتثبت به حجّتك . فراگير از كار خود آنچه بر پاى بايستد بآن عذر تو ، وپاى بر جا باشد بآن حجت تو ، يعنى برهان تو يا غلبه تو . يعنى هر كارى كه بكنى چنان كن كه عذر تو در آن باب قائم باشد وبرهان يا غلبه تو ثابت باشد يعنى اگر كسى در آن باب بر تو اعتراضى كند عذر تو قائم باشد وغلبه تو بر أو ثابت باشد .

5041

خذ ممّا لا يبقى لك لما يبقى لك ولا يفارقك . فراگير از آنچه باقي نمىماند از براي تو براي آنچه باقي مىماند از براي تو ، و « جدا نمىشود از تو » يعنى فراگير از دنياي فانى توشه از براي آخرت كه پاينده وباقي است .

5042

خذ القصد في الأمور ، فمن اخذ القصد خفّت عليه المؤن . فراگير ميانه روى را در هر چيز ، پس هر كه فراگيرد ميانه‌روى را سبك باشد بر أو مؤنتها واخراجات .

5043

خذ الحكمة انّى كانت فانّ الحكمة ضالّة كلّ مؤمن . فراگير حكمت را هر جا كه بوده باشد ، پس بدرستى كه حكمت گم شده هر مؤمن است . مراد اينست كه : بياموز حكمت را يعنى علم درست را نزد هر كس كه باشد خواه خوب باشد وخواه بد ، زيرا كه حكمت در حقيقت حقّ هر مؤمني است وتعلق باو دارد وهر چه را نداند از آن بمنزله مالي است كه گم شده باشد از أو ، پس هر جا كه بيابد بگيرد آنرا كه مال گم‌شده اوست كه پيدا شده .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 440 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)