تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
آن يا جايگاه آن . ومراد اينست كه بهترين آماده‌شدن اينست كه آدمي بسبب خصال وافعال خير خود را آماده كند از براي صلاح حال آخرت خود .

5011

خير الآراء ابعدها من الهوى ، وأقربها من السّداد . بهترين رأيها آنست كه دورتر باشد از خواهش ، ونزديكتر باشد براه درست . مراد اينست كه هرگاه در مطلبي چند رأى وانديشه بخاطر كسى برسد هر يك از آن رأيها كه دورتر باشد از آنچه أو خواهش آن دارد آن بهترين رايهاى أو باشد يعنى اعتماد بر آن بيشتر است از آنچه بخواهش أو نزديكتر باشد ، زيرا كه بسيار است كه خواهش چيزى فريب مىدهد آدمي را وزينت مىدهد از براي أو آنچه را موافق آن باشد بخلاف آنچه دورتر باشد از خواهش ، چه مظنه اين خطا در آن نيست پس هرگاه رأيها در نظر أو مساوى باشند اين معنى مرجحى است از براي آنچه دورتر باشد از خواهش . ومراد به « نزديكتربودن براه درست » اينست كه انديشه باشد كه براستى ودرستى آنرا بعمل توان آورد ومحتاج بحيله وتزويرى نباشد .

5012

خير من صحبته من لا يحوجك إلى حاكم بينك وبينه . بهترين كسى كه مصاحبت كنى با أو كسيست كه محتاج نسازد ترا بسوى حاكمى كه حكم كند ميانهء تو وميانه أو . يعنى اگر دعويى بر أو داشته باشى أو خود به آن چه حقّ باشد قائل شود ومحتاج نسازد ترا باين كه نزد حاكمى بروى كه حكم كند ميانه أو وميانه تو .

5013

خير اخوانك من واساك بخيره ، وخير منه من اغناك عن غيره . بهترين برادران تو كسيست كه مواسات كند با تو بمال خود ، وبهتر از أو كسيست كه بىنياز سازد ترا از غير أو . اين همان مضمون فقره ايست كه قبل از اين نقل شد كه : « خير اخوانك من واساك ، وخير منه من كفاك » وشرح شد .