تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
برچيده مىشود سخن آن نيز همراه آن بر هم پيچيده مىشود ، يعنى سخنى از آن هم در زبان نمى ماند پس چيزى كه بقاى آن اين باشد فريفته آن نمىتوان شد . وممكن است كه مراد اين باشد كه : سخن هر مجلسي بايد كه در نور ديده شود با بساط آن ، يعنى بعد از انقضاى آن مجلس اسرار آن مجلس را نبايد نقل كرد « 1 » .

4938

حكم على مكثرى أهل الدّنيا بالفاقة ، وأعين من غنى عنها بالرّاحة . حكم شده بر مال بسيار داران أهل دنيا بحاجت ، ويارى كرده شده كسى كه بي نياز باشد از آن بآسايش . « حاجت مال بسيارداران » ظاهرست ، چه در حفظ وحراست أموال محتاج بعمله وحكام وغير آنها شوند . و « راحت وآسايش كسى كه بي نياز باشد از دنيا وطلب آن نكند » محتاج ببيان نيست .

4939

حقّ على العاقل ان يقهر هواه قبل ضدّه . حقّ است بر عاقل اين كه مغلوب سازد خواهش خود را پيش از دشمن خود . مراد اينست كه هوا وهوس اين كس در حقيقت دشمن تر است با أو از هر دشمن ظاهري . وضرر آن بيشتر مىرسد از ايشان ، پس عاقل بايد كه دفع آنرا مقدّم دارد بر دفع هر دشمنى وغلبه نمايد بر آن پيش از اين كه غلبه نمايد بر دشمن .

4940

حقّ على الملك ان يسوس نفسه قبل جنده . حقّ است بر پادشاه اين كه سياست كند نفس خود را پيش از لشكر خود . « سياست » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى امر ونهى كردن است ومراد اين است كه : پادشاه بايد كه امر ونهى نفس خود را وداشتن آنرا بر طاعات وبازداشتن از
هامش
( 1 ) اين معنى دوّم ظاهرترست پس در واقع اين حديث شريف نظير « المجالس بالأمانات » است كه از أحاديث معتبره است ودر ميان مردم بسيار معروف بلكه در حكم مثل شده است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 415 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)