4935
حفّت الدّنيا بالشّهوات ، وتحبّبت بالعاجلة ، وتزيّنت بالغرور ، وتحلّت بالآمال .
فرو گرفته شده دنيا بخواهشها ، ودوستى كرده بلذّتهاى حاضر ، وآرايش يافته بفريب ، وزيور كرده باميدها . « دوستى كرده بلذّتهاى حاضر » يعنى با مردم دوستى ميكند وايشان را دوست خود ميكند بسبب لذّتهاى حاضري كه دارد .
و « آرايش يافته بفريب » يعنى زينت يافته در نظر مردم بسبب فريبها كه ايشان را مىدهد بوعدهاى دروغ . و « زيور كرده باميدها » بمنزله تأكيد وبيان آنست .
4936
حاربوا أنفسكم على الدّنيا واصرفوها عنها ، فانّها سريعة الزّوال . كثيرة الزّلزال « 1 » ، وشيكة الانتقال .
جنگ كنيد با نفسهاى خود بر سر دنيا ، وبرگردانيد ايشان را از آن ، پس بدرستى كه آن تند زوال بسيار بلاهاى شتابان انتقال است . « پس بدرستى كه آن » بيان علت امر بجنگ كردن با نفسهاست بر سر آن وبرگردانيدن آنها از آن وآن اينست كه دنيا بزودى زايل مىشود وبلاهاى آن بسيار است ، وانتقال آن از هر كسى شتابان است وبزودى واقع مىشود ، پس قابل آن نيست كه كسى فريفته آن شود وآنرا مانع از سعى از براي آخرت گرداند كه پاينده ودائم است . وممكن است كه « زلزال » بمعنى حركت باشد نه بلاها وترجمه اين باشد كه : بسيار حركت است ، يعنى حركت آن بسيار است ، بسبب اين كه هر چند روز از كسى بكسى حركت ميكند وانتقال مىيابد وبنا بر اين حاصل هر سه وصف يكيست وغرض تأكيدست .
4937
حديث كلّ مجلس يطوى مع بساطه .
سخن هر مجلسي در نور ديده مىشود با بساط آن . يعنى چنانكه بساط آن بزودى
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية نسبت باين كلمه بخطّ خود چنين نوشته : « زلزال بمعنى بلاها بفتح زاست ، وبمعنى حركت بكسر زا ، وبفتح آن وضمّ آن نيز آمده ، منه » .