تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
ايشان رشك برندگان فراخى اند ، وسخت كنندگان بلايند ، ونوميد كنندگان اميدند ، مر ايشان راست بهر راهى كسى كه بيندازد مردم را بر خاك ، وبسوى هر دلى شفاعت‌كننده ، واز براي هر اندوهى اشكها . مراد اينست كه رشك مىبرند بر اين كه مؤمنان در وسعت وفراخى باشند ، وسعى ميكند در سخت كردن بلائي كه متوّجه ايشان باشد ، وايشان را نوميد ميكنند از اميدى كه داشته باشند يعنى اگر ايشان اميد فتح وظفرى يا مانند آن از اميدها داشته باشند سخنان مىگويند از اراجيف وغير آن كه ايشان را نوميد كنند وسست گردانند از جهاد يا از أصل دين . و « مر ايشان راست بهر راهى كسى كه بيندازد مردم را بر خاك » يعنى گمراه كند ايشان را وبيندازد بر خاك ضلالت وهلاكت . و « بسوى هر دلى شفاعت‌كننده » يعنى بسوى هر دلى شفاعت‌كنندهء دارند كه آنرا مايل سازد بايشان ودوست گرداند با ايشان . واز براي هر اندوهى اشكها » يعنى از براي هر اندوهى كه عارض ايشان شود گريه ميكنند يا اين كه از براي اندوه ديگران نيز گريه ميكنند تا اين كه خود را دوست ايشان وانمايند ومراد چنانكه در بعضي أحاديث ديگر نيز واقع شده اينست كه : منافق گريه در آستين دارد ، واز براي هر چه خواهد گريه ميكند . وپرسيدند از آن حضرت عليه السلام از جماع پس فرمود :

4943

حياء يرتفع ، وعورات تجتمع ، أشبه شيء بالجنون ، الاصرار عليه هرم ، والإفاقة منه ندم ، ثمرة حلاله الولد ، ان عاش فتن ، وان مات حزن . شرمى است كه بر مىخيزد ، وعورتهاست كه جمع ميشوند ، شبيه‌ترين چيزيست بديوانگى ، اصرار بر آن پيريست ، وبهوش آمدن از آن پشيمانى است ، ميوه حلال آن فرزند است كه اگر زنده بماند بفتنه مى اندازد ، واگر بميرد اندوهگين مىسازد . « عورت » چنانكه مكرّر مذكور شد چيزى را گويند كه بايد پوشيد . و « اصرار بر آن