تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
بشود وامرى كه بايد گفت گفته نشود تدارك آن سهل است ، نگفته را مىتوان گفت ، بخلاف اين كه كسى حرفى بگويد كه نبايست گفته شود كه تدارك آن مشكل است ، پس تا ممكن باشد خاموشى بهترست وبعد از آن اين كلام است « وحفظك ما في « 1 » الوعاء بشدّ الوكاء » ونگاهدارى تو آنچه را در ظرف است ببستن ريسمان سر آن است وشارحان كتاب مذكور اين را مربوط بكلام سابق گرفته اند « 2 » باين كه غرض از اين نيز ارشاد بحفظ زبان وبستن آن باشد ومحكم نگاهداشتن آنچه دروست ببستن بند زبان ، وممكن است كه در آنجا نيز كلامي بسر خود باشد واشاره باشد بمثل مذكور يا به آن چه آخر مثل شده چنانكه مذكور شده .

4923

حقّ على العاقل ان يستديم الاسترشاد ويترك الاستبداد . حقّ است بر خردمندانى كه هميشه دارد طلب راه راست را ، وترك كند منفرد بودن برأي را ، يعنى اين كه در هر دورى مشورت كند با عقلا وترك كند خود رأيي را واعتماد داشتن بر رأى خود بتنهائى .
هامش
( 1 ) در نهج البلاغة : « وحفظ ما » ضبط شده . ( 2 ) اين فقره را مربوط بكلام لاحق‌گرفتن بهتر از الحاق آن بكلام سابق است ، زيرا كه كلام لاحق اين است : « وحفظ ما في يديك أحب إلى من طلب ما في يدي غيرك » ومحتمل است كه اين كلام لاحق أصلا متمّم كلام سابق باشد باين اعتبار كه « بشدّ الوكاء » خبر مبتدأ كه « حفظ ما في الوعاء » باشد نباشد بلكه متعلق بآن باشد وحفظ دوم عطف بر مبتدأ باشد وخبر هر دو از معطوف ومعطوف عليه « أحبّ إلى » باشد ، در هر صورت أرباب فضل خودشان در عبارت وصيت‌نامه مذكور تدبّر نموده وقضاوت فرمايند ( رجوع شود بجلد چهارم شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد ، ص 36 ) وعجب اين است كه ابن أبي الحديد « حفظ ما في الوعاء بشد الوكاء » را جزء أمثال ضمن بيانات أمير المؤمنين عليه السلام نشمرده و « تلافيك » را تا آخر يعنى تا « من منطقك » جزء أمثال معروفه عرب معرفى كرده است با آنكه اوّلى در مجمع الأمثال نقل شده ، فراجع ان شئت .