4887
حىّ الدّنيا بعرض موت « 1 » وصحيحها عرض « 2 » الأسقام ودريئة الحمام .
زنده دنيا بعرض مرگ است ، وتندرست دنيا كالاى بيماريهاست ، ودريئه تقدير مرگ است « بعرض مرگ است » يعنى متلبس باينست كه مرگ عرض شود بر أو ودر معرض آنست ، و « كالاى بيماريهاست » يعنى متاعيست از براي بيماريها كه در آنجا در آيند وبسر برند ، و « دريئه » « 3 » حلقه ايست كه مى آموزند نيزه بازى بر آن ، ومراد اينست كه : هدف تيرهاى قضا وقدر مرگ است .
4888
حسب الخلائق الوفاء .
حسب مردم وفاست ، « حسب » چيزى را گويند كه بآن مفاخرت توان كرد ، ومراد اينست كه چيزى كه مردم بآن مفاخرت توانند كرد يعنى هر كه از ايشان آنرا داشته باشد بآن مفاخرت تواند كرد وفادارى است يعنى وفا نمودن بعهدها وپيمانها ووعدها وشرايط دوستى وبرادرى .
هامش
( 1 ) در نهج البلاغة ذيل سه فقره عبارت گذشته بلافاصله چنين ذكر شده است : « حيها بعرض موت وصحيحها بعرض سقم » ( رجوع شود بخطبه 109 نهج البلاغة ، جلد دوم شرح - ابن أبي الحديد چاپ مصر ، ص 239 ، سطر 4 ) .
( 2 ) اين كلمه بايد « غرض » باشد يعنى بعين معجمه خوانده شود ومعنى اين باشد كه : نشانه بيماريهاست ، چنانكه بهمين عبارت در وصيّت نامه أمير المؤمنين بامام حسن عليهما السلام كه در حاضرين ( كه نام جائيست ) وقت برگشتن از صفّين براي أو نوشته ودر نهج البلاغة نيز مذكور است وشارح ( ره ) اشتباها آنرا « عرض » خوانده كه بمعنى متاع است چنانكه در آية وارد است « عرض الحياة الدّنيا » ودر نصاب الصبيان آمده :« عرض خواسته طارف وتالدش * نوش با كهن دان وفاسد تباه »( 3 ) در منتهى الإرب گفته : « دريئه ككريمه حلقه كه بتير ونيزه بربايند آنرا براي آموختن »