راست درست » كناية است از اثر نكردن حكمت در آن . ومراد به « دل » ، نفس ناطقه است يا عضو مخصوص ، بنا بر اين كه محلّ ادراكات باشد چنانكه مذهب متكلمين است .
4879
حب العلم وحسن الحلم ولزوم الثّواب من فضائل أولى النّهى والألباب .
دوستى علم ، ونيكوئى حلم ، وجدا نشدن از صواب يعنى از آنچه حقّ ودرست باشد ، از افزونيهاى خداوندان خرد وعقلهاست . « عقل » هم بمعنى خردست وتأكيدست ومراد بآن قوّت مدركه است .
4880
حلاوة الآخرة تذهب مضاضة شقاء الدّنيا .
شيرينى آخرت مىبرد درد بدبختى دنيا را يعنى ناكامى ومحرومى از آنرا ، يا آفات وبلايا كه در آن باشد .
4881
حلاوة الدّنيا توجب مرارة الآخرة وسوء العقبى .
شيرينى دنيا واجب مىسازد تلخى آخرت را وبدى آن سرا را .
4882
حلاوة الظّفر تمحو مرارة الصّبر .
شيرينى فيروزى يافتن محو ميكند تلخى صبر را . مراد اينست كه صبر در عقب دارد فيروزى را وشيرينى آن بعد از آن محو ميكند تلخى صبر را كه پيش كشيده وآنرا گوارا ميكند .
4883
حلاوة الامن تنكّدها مرارة الخوف والحذر .
شيرينى ايمنى سخت ودشوار مىسازد آنرا تلخى ترس وحذركردن . يعنى هرگاه كسى بالفعل ايمنى داشته باشد امّا ترس داشته باشد از بلائي بعد از آن وحذر