تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
كند از آن ، تلخى آن ترس وحذر سخت ودشوار سازد شيرينى آن ايمنى را . ومراد اينست كه رفاهيت وايمنى اگر در دنيا باشد چنين است وشيرينى آن آميخته بتلخى خوف وحذر از آخرت باشد پس حريص بر لذّتهاى آن نبايد بود وسعى از براي رفاهيت وايمنى در آخرت بايد كرد كه بهيچ وجه آميخته بتلخى وكدورتى نباشد .

4884

حلاوة المعصية يفسدها اليم العقوبة . شيرينى گناه فاسد ميكند آنرا عقوبت دردناك .

4885

حلاوة الشّهوة ينغّصها عار الفضيحة . شيرينى خواهش يعنى آنچه خواهش آن باشد از حرامها تيره وناصاف مىسازد آنرا عار ورسوائى يعنى رسوائى در آخرت كه در عقب دارد .

4886

حلو الدّنيا صبر « 1 » وغذاؤها سمام « 2 » وأسبابها رمام « 3 » . شيرينى دنيا صبر است يعنى مانند « صبر » وآن بمعنى دواى معروف تلخ است ، وغذاى آن زهر است ، وأسباب آن پاره‌هاى ريسمان پوسيده است .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « ( صبر ) بمعنى دواى مشهور بكسر باست وساكن نمىكنند آنرا مگر از براي ضرورت شعري » ، در منتهى الإرب گفته : « صبر ككتف ولا يسكّن الّا في ضرورة شعر عصاره درختى تلخ است وبهندى ايلوا » ودر اين شعر معروف عربى كه از ابيات حماسه أبى تمّام است نيز همان معنى مراد است :« لا تحسب المجد تمرا أنت آكله * لن تبلغ المجد حتّى تلعق الصبرا »وشاعر فارسي نيز نيكو سروده است :« در دفع خدنگ ستم گردش گردون * بهتر ز كفايات الهى سپرى نيست » « در ذوق خرد چون صبر صبر بگيتى * در تصفيه حادثه شهد وشكري نيست » « ياقوت‌صفت باش كه در جملهء أحوال * از آتش واز آب مر أو را ضررى نيست »( 2 ) در منتهى الإرب گفته : « سمّ سوراخ وزهر قاتل ويثلّثان ، سموم وسمام جمع » . ( 3 ) در منتهى الإرب گفته : « حبل رمام ككتاب رسن كهنه وپوسيده ، رمام كغراب مثله » .