نيكوئى توبه وبازگشت محو ميكند گناه را . ودر بعضي نسخه ها بجاى « الحوبه » ، « الحوب » است ، وبنا بر اين ترجمه اينست كه : محو ميكند هلاكت را ، وحاصل هر دو يكى است ، نهايت اوّل بلفظ « توبه » أوفق است ودوّم بسجع فقره بعد .
4863
حسن الاستغفار يمحّص الذنوب .
نيكوئى استغفار يعنى طلب آمرزش پاك مىگرداند گناهان را ، نيكوئى آن اينست كه از خلوص قلب وبا پشيمانى از گناهان باشد .
4864
حسن الخلق يورث المحبّة ويؤكّد المودّة .
نيكوئى خوى از پى آورد محبت را ومحكم گرداند مودّت را . « محبت » و « مودّت » هر دو بمعنى دوستى است ، ومراد اينست كه سبب اين مىشود كه كسى كه با أو دوستى نداشته باشد دوست گردد . وكسى كه با أو دوست باشد دوستى أو محكمتر گردد .
4865
حسن العمل خير ذخر وأفضل عدّة .
نيكوئى عمل بهترين ذخيرهايست ، وافزونتر آماده كرده شده .
4866
حسن البشر من علائم النّجاح .
نيكوئى شكفته روئى از علامتهاى فيروزيست يعنى فيروزى صاحب آن بسعادت ونيكبختى يا ساير مطالب ومآرب .
4867
حسن الاستدراك عنوان الصّلاح .
نيكوئى استدراك عنوان صلاح است . « استدراك » بمعنى بازيافت است ، و « عنوان » بمعنى دليل يا سر سخن ، و « صلاح » بمعنى شايستگى است ، ومراد اينست كه : نيكوئى بازيافت نمودن خطاها وگناهان وتدارك آنها بتوبه وبازگشت دليل يا سر سخن شايستگى عاقبت ونيكوئى انجام است .