بر آنست وجزعنكردن بعنوانى كه از حال أو نتوان يافت كه مصيبتى باو رسيده بلكه اگر ممكن باشد كه در أصل اظهار آن نكند چنان كند .
4673
ثلاث من أعظم البلاء ، كثرة العائلة ، وغلبة الدّين ، ودوام المرض .
سه چيزست از بزرگترين بلا ، بسيارى عيال ، وغلبه كردن دين « 1 » ، ودوام بيمارى .
4674
ثلاثة لا ينتصفون من ثلاثة ابدا ، العاقل من الأحمق ، والبرّ من الفاجر ، والكريم من اللئيم .
سه تا اند كه داد خود نمىگيرند از سه تا هرگز ، عاقل از أحمق ، ونيكوكار از فاجر يعنى بي باك از گناه ، وكريم از لئيم ، يعنى اين سه تا را ممكن نيست كه داد خود از آن سه تا بستانند ، زيرا كه أحمق از براي دادخواهى هر ايذا واذيتى كه باو بكنند سودى ندارد باز كار ديگر ميكند بدتر از اوّل ، وهمچنين فاجر ولئيم .
وممكن است كه مراد اين باشد كه داد خود از آن سه تا نمىخواهند يا باعتبار اين كه ايشان را قابل اين نمىدانند كه طرف دعوى خود سازند ، ويا باعتبار آنچه مذكور شد كه دادخواهى از ايشان سودى ندارد . ومراد به « كريم » چنانكه مكرّر مذكور شد جوادست ، وبه « لئيم » بخيل ، يا به « كريم » گرامى بلند مرتبه ، وبه « لئيم » دنىّ پست مرتبه .
4675
ثلاث هنّ جماع الخير ، اسداء النّعم ، ورعاية الذّمم ، وصلة الرّحم .
سه خصلت است كه آنها جمع كردن خير اند يعنى سبب آن ميشوند ، احسانكردن
هامش
( 1 ) دين بمعنى وأم است .