الرّضا بالقضاء ، والصبر على البلاء ، والشّكر في الرّخاء .
سه صفت است كه هر كه بوده باشد آنها در أو پس بتحقيق كه روزى كرده شده خير دنيا وآخرت را ، آنها خشنودى بقضا وتقدير خداست ، وصبركردن بر بلا ، وشكر كردن در فراخى ووسعت .
4671
ثلاث من كنّ فيه فقد أكمل الايمان ، العدل في الغضب والرّضا ، والقصد في الفقر والغنا ، واعتدال الخوف والرّجاء .
سه صفت است كه هر كه بوده باشد آنها در أو پس بتحقيق كه كامل كرده ايمان را ، عدل در خشم وخشنودى ، يعنى خواه بر كسى خشمناك باشد وخواه خشنود باشد از أو با أو عدل كند وأصلا حيف وجور نكند ، وميانهروىكردن در درويشى وتوانگرى يعنى اين كه هميشه ميانه روى كند نه اين كه در درويشى تنگگيرى كند ودر توانگرى اسراف نمايد چنانكه عادت أكثر مردم است ، و « برابر بودن خوف واميد » يعنى ترس از حق تعالى واميد باو وزيادتى نكردن يكى از آنها بر ديگرى ، چنانكه امر بآن شده در بسيارى از أحاديث ، وقدرى از آن پيش از اين نقل شد .
4672
ثلاث من كنوز الايمان ، كتمان المصيبة ، والصّدقة ، والمرض « 1 » .
سه خصلت است كه از گنجهاى ايمانست ، پنهان داشتن مصيبت ، وصدقه دادن ، وبيمارى . « از گنجهاى ايمانست » يعنى از گنجهائيست كه حق تعالى بسبب ايمان از براي مؤمن قرار داده وهر يك باعتبار بسيارى ثواب واجر آن بمنزله گنجىاند از براي أو كه از براي خود ذخيرة گذارد ، ومراد به « پنهان داشتن مصيبت » صبر كردن
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) هر يك از « الصدقة » و « المرض » را مرفوع خوانده وعطف بر لفظ « كتمان » گرفته است كه مضاف است وقويّا محتمل است كه عطف بر « المصيبة » باشد كه مضاف اليه است ، در اين صورت لفظ هر دو مجرور خواهد بود ومعنى اين مىشود : « وپنهان داشتن صدقه وبيمارى » يعنى پنهانداشتن سه چيز كه مصيبت وصدقه وبيماريست از گنجهاى ايمانست .