نعمتها ، ورعايت عهدها وپيمانها ، وپيوند كردن خويشان ، يعنى احسان كردن بايشان ونبريدن از ايشان .
4676
ثلاث هنّ زين المؤمن ، تقوى اللّه ، وصدق الحديث ، وأداء الأمانة .
سه خصلت است كه آنها زينت مؤمن اند ، ترس از خدا ، وراستى سخن ، وپس دادن امانت .
4677
ثلاث هنّ شين الدّين ، الفجور ، والغدر ، والخيانة .
سه صفت اند كه عيب دين اند ، فجور ، وبىوفائى ، وخيانت كردن . « فجور » بمعنى بر انگيخته شدن در گناهانست وبمعنى زنا نيز آمده است وبنا بر اوّل مراد بآن اين است كه بسيار مرتكب گناهان باشد وبىباك باشد از آنها ، پس سه صفتي كه عيب دين اند بىباكبودن در مطلق گناهانست وخصوص بىوفائى وخيانت هر چند بسيار نشود ويك مرتبه باشد ، وبنا بر دويم سه تا ظاهرست .
4678
ثلاثة يوجبن المحبّة ، الدّين والتّواضع والسّخاء .
سه چيزند كه سبب دوستى مىگردند ديندارى ، وفروتنى كردن ، وسخاوت .
و « بودن اينها سبب دوستى خدا وخلق » ظاهرست .
4679
ثلاث هنّ جماع الدّين ، العفّة ، والورع ، والحياء .
سه صفتاند كه آنها جمع كردن ديناند يعنى سبب آن اند عفت ، وپرهيزگارى ، وشرم . پوشيده نيست كه « عفت » در مشهور بمعنى باز ايستادن از حرامهاست واين غير پرهيزگارى نيست پس ظاهر اين است كه مراد بآن در اينجا بازايستادن از سؤال وطلب از مردم باشد ، يا باز ايستادن از دنيا وترك آن .