سه صفت است كه هر كه بوده باشد آنها در أو كامل كرده باشد ايمان را ، كسى كه هرگاه خشنود باشد بيرون نبرد أو را خشنودى أو بسوى باطلى ، وهرگاه خشمناك گردد بيرون نبرد أو را خشم أو از حقي ، وهرگاه قادر باشد فرا نگيرد چيزى را كه از براي أو نباشد . يعنى « هرگاه خشنود باشد از كسى خشنودى أو از أو بيرون نبرد أو را بسوى باطلى » يعنى باين كه مرتكب باطلى شود از براي أو ، مثل اين كه شهادت ناحقى دهد از براي أو ، يا حكم ناحقى كند از براي أو . و « اگر خشمناك باشد از كسى خشم أو بيرون نبرد أو را از حقي » يعنى سبب اين نشود كه حقي را از براي أو باطل كند ، مثل اين كه شهادتي كه از براي أو داشته باشد ندهد ، يا اين كه حق با أو باشد وبسبب خشم بر أو حكم از براي أو نكند . و « هرگاه قادر باشد فرا نگيرد » يعنى چيزى را كه حقّ أو نباشد نگيرد با وجود اين كه قادر باشد بر اين كه بنا حقّ بگيرد .
4669
ثلاثة هنّ المروءة ، جود مع قلّة ، واحتمال من غير مذلّة ، وتعفّف عن المسألة .
سه خصلت است كه آنها مروّت است يعنى مردى يا آدميت ، سخاوت با كمي يعنى كمي مال ، ومتحمل شدن بي خواريى ، وباز ايستادن از سؤال . يعنى طلب از مردم . ومراد به « متحمل شدن بي خواريى » متحمل شدن درشتيها وخلاف آداب مردم است ودر پى تلافى وانتقام آنها نبودن ، امّا بشرطى كه بمرتبه نرسد كه باعث خفت وخوارى باشد كه اگر بآن مرتبه برسد آن مروّت نيست بلكه نكوهيده ومذموم است .
4670
ثلاث من كنّ فيه فقد « 1 » رزق خير الدّنيا والآخرة ،
هنّ
هامش
( 1 ) كلمه « فقد » وترجمه أو يعنى « پس بتحقيق كه » در نسخه أصل نيست ودر ساير نسخ شرح ومتن هست .