تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
سه صفت است كه در آنهاست مروّت يعنى مردى يا آدميت ، پائين كردن چشم ، وپست‌كردن آواز ، ورفتن ميانه . « پائين كردن چشم » نشان شرم وحياست وباعث اين نيز مىشود كه نظر بحرامى نيفتد ، ومراد به « پست كردن آواز » اينست كه زيادة از متعارف بلند نباشد ، چه آوازى كه زياد بلند باشد موحش است ونشان بي شرمى وبي حيائى است . ومراد به « رفتن ميانه » نيز اينست كه پرآهسته نباشد كه نشان تكبرست ونه پر تند كه علامت سبكى است واين دو خصلت آخر از جمله وصاياي حضرت لقمان حكيم است كه بپسر خود كرده ودر قرآن مجيد نقل شده .

4661

ثلاث فيهنّ النجاة ، لزوم الحقّ ، وتجنّب الباطل ، وركوب الجدّ . سه خصلت است كه در آنهاست رستگارى ، لازم بودن حقّ ، ودورىگزيدن از باطل ، وسوار شدن جدّ . مراد به « لازم بودن حقّ » اينست كه هميشه همراه آن باشد واز آن جدا نشود وبطرف نا حقّ ميل نكند ، ومراد به « دورىگزيدن از باطل » اينست كه مرتكب أموري چند نشود كه لغو باشد وثمره كه بكار أو آيد نداشته باشد مثل أكثر اشغال دنيوي . ومراد به « سواري جدّ » اينست كه در طاعات وعبادات وآنچه بايد كه بكند جدّ وجهد تمام كند كه گويا بر جدّ سوارست .

4662

ثلاث لا يستودعن سرّا « 1 » ، المرأة ، والنّمّام ، والأحمق . سه تااند كه سپرده نمىشود بايشان سرّى يعنى نبايد كه سپرده شود بايشان سرّى ، زن ، وسخن‌چين ، وأحمق يعنى كم عقل ، زيرا كه زن وأحمق بسبب نقصان عقلي كه دارند اعتمادي بر نگاهداشتن ايشان نيست وباندك سببي فاش ميكنند ، وسخن‌چين خود ظاهرست كه سرّ نگاهدار نيست .
هامش
( 1 ) در نسخه أصل ونسخ موجودة ديگر از شرح « سرّ » برفع ضبط شده وگويا سهو القلم بوده است زيرا از « استودعه سرّا » و « استودعه مالا » است كه متعدّى بدو مفعول ميباشد وچون فعل مجهول است يكى نائب فاعل است ودومى كه « سرّا » باشد بر حال نصب خود باقي است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 336 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)