ميوه معرفت يعنى شناخت أحوال مبدأ ومعاد ميل كردن از سراى فنا وناخوش داشتن آنست .
4652
ثمرة الايمان الرّغبة في دار البقاء .
ميوه ايمان رغبت در سراى بقاست كه آخرت باشد .
4653
ثمرة الحكمة التّنزّه عن الدّنيا والوله بجنّة المأوى .
ميوه حكمت پاكيزگى جستن از دنياست وشيفتگى بجنة المأوى . ومراد به « حكمت » علم راست وكردار درست است ، وگاهى بر مجرّد علم اطلاق مىشود وظاهر اينست كه اينجا از آن قبيل باشد چنانكه وجه آن باندك تأمّلى ظاهر مىشود و « جنت » بمعنى باغ است و « مأوى » بمعنى منزل وجايگاه ، و « جنة المأوى » نام بهشت است ، يا نام بهشت خاصي چنانكه قبل از اين مذكور شد .
4654
ثمرة العقل مقت الدّنيا وقمع الهوى .
ميوه عقل وخرد دشمنى دنياست ، وقمع خواهش ، يعنى كوبيدن آن ، يا غلبه كردن بر آن ، يا خوار كردن آن .
4655
ثمرة المجاهدة قهر النّفس .
ميوه مجاهده با نفس وجنگ با آن مغلوب ساختن نفس است وأو را بفرمان خود در آوردن .
4656
ثمرة المحاسبة صلاح النّفس .
ميوه محاسبه يعنى بحساب خود رسيدن صلاح نفس است يعنى اينست كه اصلاح حال نفس شود ونگذارند كه بسبب معاصي فاسد وتباه شود .
4657
ثمرة التّوبة استدراك فوارط النّفس .
ميوه توبه بازيافت كردن تقصيرات نفس است ، يعنى تلافى وتدارك آنها .