تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
اين آن نيست كه كسى در أصل كسب نكند ، زيرا كه از كسب قدر ضروري هرگاه نباشد چاره نيست بلكه اين كه افراط در كسب نكند واز براي زيادة از قدر ضروري يا قدر ميانه روى كسب نكند . و « عزوف » بمعنى ناخوش داشتن چيزى وبرگشتن از آن وترك آنست ، ومراد بطلب طلب از مردم است نه سعى وكسب ومراد اينست كه : ثمره قناعت اينست كه كسى اعتدال در كسب كند وطلب از مردم را ناخوش دارد وترك نمايد .

4635

ثمرة الدّين قوّة اليقين . ميوه ديندارى قوّت يقين است ، يعنى يقين بأحوال مبدأ ومعاد . پوشيده نيست كه ظاهر اينست كه ديندارى ميوه يقين يا قوّت آن باشد نه اين كه يقين يا قوّت آن ميوه ديندارى باشد ، وممكن است كه گفته شود كه : اگر چه ديندارى ثمره يقينست وبسبب يقين حاصل مىشود امّا قوّت يقين ثمره ديندارى مىتواند بود باين كه تصلب كسى در دين سبب اين شود در واقع كه يقين أو قوى گردد ، واستبعادى در آن نيست .

4636

ثمرة الورع صلاح النّفس والدّين . ميوه پرهيزگارى صلاح نفس ودين است ، يعنى اينست كه حال نفس صاحب آن مستقيم وشايسته باشد وبهلاكت نيفتد ودين أو درست باشد وفاسد نشود .

4637

ثمرة العفّة القناعة . ميوه عفت يعنى پرهيزگارى وباز ايستادن از محرّمات قناعت است . مخفى نيست كه ظاهر اينست كه عفت ثمره قناعت باشد نه اين كه قناعت ثمره عفت باشد ، زيرا كه عفت امريست كه في نفسه فايده مىتواند بود بخلاف قناعت كه في نفسه فايده نيست تا ملاحظه فايده از براي آن نشود ، وممكن است جواب باين كه عفت را اگر چه فايده قناعت مىتوان شمرد نهايت قناعت را نيز بعد از ملاحظه فوايدى كه دارد مثل عزيز شدن نزد خدا وخلق ومأيوس شدن از خلق وفارغ شدن از تعب وزحمت