سعى وطلب وأمثال آنها فايده عفت مىتوان شمرد واز براي فايده شمردن آن لازم نيست كه آن في نفسه فايده باشد وكافى نباشد ترتّب فايده بر آن بلكه مىتوان گفت كه : عفت نيز في نفسه فايده نيست بلكه فايده بودن آن باعتبار اينست كه سبب رضا وخشنودى حق تعالى مىشود وآنچه بر آن مترتّب مىگردد ، پس چون هر يك از عفت وقناعت سبب يكديگر مىتواند شد وهر يك فايده شمرده مىتواند شد هر چند باعتبار فايده باشد كه بر آن مترتّب مىشود پس هر يك را فايده ديگرى مىتوان شمرد ، وممكن است كه در فايده شمردن قناعت از براي عفت اشاره باشد ببزرگى مرتبه قناعت واين كه آن هر چند باعتبار لوازم آن باشد بمرتبه ايست كه آن را ثمره عفت مىتوان گرفت واللّه تعالى يعلم .
4638
ثمرة التّورع النّزاهة .
ميوه پرهيزگارى پاكيزگى است يعنى پاكيزگى از گناهان وگرانيهاى وزر ووبال آنها .
4639
ثمرة الطّمع ذلّ الدّنيا والآخرة .
ميوه طمع خوارى دنيا وبدبختى آخرتست .
4640
ثمرة الكذب المهانة في الدّنيا والعذاب في الآخرة .
ميوه دروغگوئى خوارى در دنياست وعذاب در آخرت .
4641
ثمرة الأمل فساد العمل .
ميوه اميد فاسد شدن عمل است ، زيرا كه كسى را كه اميد وآرزوئى باشد مشغول مىشود بسعى از براي آن وباز مىماند از عمل از براي آخرت بر وجهي كه بايد .
4642
ثمرة العلم اخلاص العمل .
ميوه علم خالص گردانيدن عمل است ، يعنى از براي حق تعالى وآميخته نساختن آن بغرضى ديگر كه منافى آن باشد چنانكه مكرّر مذكور شد .