يا تحمل وبر خود گرفتن ديون مردم واخراجات ومؤنات ايشان .
4572
تدارك في آخر عمرك ما اضعته في اوّله تسعد بمنقلبك .
بازيافت وتلافى كن در آخر عمر خود آنچه را ضايع كرده باشى در اوّل آن تا نيكبخت گردانى بازگشت خود را ، يا نيكبخت گردى در بازگشت خود « 1 » .
4573
تزكية الأشرار من أعظم الأوزار .
پاكيزه وانمودن بدان از بزرگترين گناهان است ، زيرا كه دروغ في نفسه از گناهان بزرگ است واين دروغ متضمن ترك نهى از منكر نيز شده بلكه متضمن ترغيب بآن .
4574
تفكّرك يفيدك الاستبصار ويكسبك الاعتبار .
فكر كردن تو مىبخشد بتو بينائى را ، وكسب مىفرمايد ترا عبرت گرفتن .
4575
تكبّرك في الولاية ذلّ في العزل .
تكبر كردن تو در حكومت خواريى است در معزولى . يعنى سبب خوارى در معزولى مىشود ، زيرا كه نمىشود كه مردم بسبب تكبر كسى با أو بد نشوند ودر صدد تلافى نباشند وچون در وقت حكومت تلافى آن نمىتوانند كرد مىگذرانند وبعد از معزولى كه مىتوانند تلافى كرد تلافى ميكنند وأو را خفيف وخوار مىنمايند ، وقطع نظر از آن ظاهرست كه در وقت عزل خود تكبر نمىتواند كرد واگر بكند خفيف وخوار مىگردد پس ناچار بايد كه تغيير سلوك نمايد وظاهرست كه همين در نظر بصيرت خفت وخواريى است وغرض اين است كه حكام بايد كه رعايت اين بكنند ودر زمان حكومت تكبر نكنند تا از خوارى در معزولى أيمن باشند .
4576
تكثّرك بمالا يبقى لك ولا تبقى له من أعظم الجهل .
هامش
( 1 ) معنى أول « تسعد بمنقلبك » مبنى بر آنست كه باء براي تعديه باشد ودر معنى دوم باء براي ظرفيت ميباشد ومىتواند بود كه باء براي سببيت ووسيله بودن باشد يعنى بسبب ووسيله بازگشت خود .