4567
تغمّد الذّنوب بالغفران سيّما في ذوى المروءة والهيئات .
بپوشان گناهان را يعنى گناهان مردم را بآمرزش خصوصا در صاحبان مروّت وسيرتها ، « مروءت » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى مردى است يا آدميت . ومراد به « صاحبان سيرتها » جمعىاند كه ميان مردم آبرو وعزّتى داشته باشند واز خفت وذلت بيباك نباشند .
4568
تعجيل البرّ زيادة في البرّ .
شتابكردن در نيكوئى زيادتى است در نيكوئى .
4569
تأخير الشرّ إفادة خير .
پسانداختن شرّ كسبكردن خيريست يا عطاكردن خيريست يعنى پس انداختن كسى شرّ كسى را كه خواهد بعمل آورد همين كسب خيريست از براي أو ، يا عطاكردن خيريست از أو هر چند بالكلية آن را رفع نكرده باشد ، وممكن است كه شامل پس انداختن اين كس نيز باشد شرّى را كه اراده داشته باشد ، زيرا كه آن پس انداختن از براي أو كسب خيريست يا عطاى خيريست « 1 » هر چند آخر آن شرّ را بعمل آورد .
4570
تغافل يحمد امرك .
تغافل كن تا ستوده شود كار تو ، مراد تغافل از گناهان وتقصيرات مردم است وخود را بىخبر وانمودن از آنها .
4571
تحمّل يجلّ قدرك .
تحمل كن تا بلند شود قدر تو . مراد تحمل بىادبيها ودرشتيهاى مردم است ،
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية نسبت باين دو احتمال چنين گفته : « اين ترديد باعتبار اينست كه « افاده چيزى » بمعنى عطا كردن آن وكسب كردن آن هر دو آمده ، ودرين مقام هر دو مناسب است ، منه » .