تعصب بكشيد از براي خصلتهاى حمد يعنى خصلتهاى ستوده يا خصلتهائى كه سبب حمد وستايش شود از نگاهدارى حرمت همسايه ، ووفا كردن بحق پيمان ، وفرمانبردارى مر نيكوئى را ، ونافرمانى مر تكبر را ، وآراسته شويد بخصلتهاى گرامى .
4559
تبادروا إلى محامد الافعال وفضائل الخلال وتنافسوا في صدق الأقوال وبذل الأموال .
پيشى گيريد بسوى كارهاى ستوده ، وخصلتهائى كه سبب افزونى است ، ورغبت كنيد در راستى گفتارها وعطا كردن مالها .
4560
تقرّب إلى اللّه سبحانه بالسّجود والرّكوع ، والخضوع لعظمته والخشوع .
نزديكى بجوى بسوى خداى سبحانه بسجدهكردن وركوعكردن ، وپستىنمودن از براي بزرگى أو وفروتنى نمودن . ودر بعضي نسخه ها بجاى « الخشوع » : « الخنوع » است وآن هم بمعنى خضوع وخشوع است .
4561
تادّم بالجوع وتادّب بالقنوع .
نان خورش كن بگرسنگى ، وأدب فراگير براضى شدن بقسمت . يعنى گرسنگى را نان خورش خود كن يعنى هر وقت كه چيزى مىخورى آن قدر مخور كه سير شوى بلكه اين قدر بخور كه باز قدرى گرسنه باشى ، پس گويا آنچه را خورده با گرسنگى خورده وگرسنگى نان خورش آن شده ، وممكن است كه مراد اين باشد كه نان خورش فرا مگير غير گرسنگى بلكه خورش تو همين نانى باشد با گرسنگى بر وجهي كه مذكور شد ، وممكن است كه غرض اشاره باين نيز باشد كه گرسنگى كار نان خورش هم ميكند ، زيرا كه غرض از نان خورش لذيذشدن نان است بآميختگى بآن وكسى كه هر چه خورد با گرسنگى خورد اگر همه نان خشك خورد چندان لذيذ باشد از براي أو كه