تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
باعتبار اينست كه وزير كسى آنست كه أوزار وسنگينهاى اشغال أو را بر خود گيرد وكارگزارى أمور أو بكند ، وچون حلم وبردبارى كسى باعث اين مىشود كه مردم با أو دوست شوند وأعوان وأنصار أو گردند وكارگزارى أمور أو كنند ، پس گويا حلم وزير اوست كه كارگزارى أمور أو را آن ميكند . فرموده است آن حضرت عليه السلام در باره كسى كه مذّمت كرده أو را يعنى در مذّمت كسى كه مستحقّ مذمّت بوده يا در باره كسى كه أو مذّمت كرده بوده آن حضرت را عليه السلام :

4550

تغلبه نفسه على ما يظنّ ولا يغلبها على ما يستيقن قد جعل هواه أميره واطاعه في سائر أموره . غلبه ميكند بر أو نفس أو بر آنچه گمان ميكند ، وغلبه نمىكند أو بر نفس خود بر آنچه يقين ميداند ، بتحقيق كه گردانيده خواهش خود را فرمانفرماى خود ، وفرمانبردارى كرده آنرا در همه كارهاى خود ، يعنى بمجرّد اين كه نفس أو چيزى را مثل امكان حصول خواهشى را گمان كند غلبه ميكند بر أو ومىدارد أو را بر سعى از براي آن وتعب وزحمت كشيدن در آن ، و « أو غلبه نمىكند بر نفس » باين كه بدارد آن را بر آنچه يقين ميداند آن را ، مثل أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى كه بيقين ميداند خوبى آن را ونيكوئى عاقبت آن را و « غلبه نمىكند بر نفس » باين كه بدارد أو را بر آن . و « بتحقيق كه گردانيده » مذمت ديگرست ومحتاج بشرح نيست . و « سائر » كه بمعنى « همه » ترجمه شده بنا بر گفته بعضي از لغويين است كه باين معنى گفته اند ودر كلام علما نيز استعمال آن باين معنى شايع است نهايت بعضي از أهل لغت آن را غلط شمرده اند وگفته‌اند كه : « سائر » بمعنى باقي است مشتق از « سؤر » بمعنى بقيه ودر اين كلام معجز نظام نيز بآن معنى مىتواند بود باين كه مراد اين باشد كه : خود بسر « 1 » خود كارى كه كرده اين است
هامش
( 1 ) كذا بخطه ( ره ) ودر نسخه ديگر « سير » ودر نسخه ثالث أصلا نيست .