تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مر ترا ، واستقصا كن بر آن تا بىنياز گردى از استقصاى غير تو . بر تو مراد به « طلب كردن از نفس واجبها را » اين است كه همه آنها را از أو طلب كند وبحساب آنها برسد تا آنچه را كرده باشد كرده باشد ، وآنچه را نكرده باشد تدارك كند تا از عهده تمام آنها بيرون آيد . و « أيمن گردى از طلب كردن غير تو » يعنى از طلب كردن در روز قيامت ، چه هرگاه كسى خود بحساب خود رسيده باشد وداند كه باقي ندارد أيمن مىشود از روز حساب وباكى نخواهد داشت از آن . و « استقصاء » بمعنى بنهايت رساندن است واين بمنزله تأكيد سابق است يعنى بنهايت برسان بر نفس پرسش أو را واز خرد وبزرگ آنچه واجب است بر أو پرسش كن تا هر چه را كه نكرده باشد تدارك كند پيش از اين كه غير تو بنهايت برساند پرسش را از تو ، يعنى پيش از اين كه در روز حساب از همه آنها پرسش كنند از تو ، وهر چه را نكرده باشى چاره نتوانى كرد از براي آن .

4527

ترك الشّهوات أفضل عبادة وأجمل عادة . واگذاشتن خواهشها افزونتر عبادتي است وزيباتر عادتي . يعنى خويى وخصلتى كه عادت بآن شده باشد .

4528

تجاوز مع القدرة وأحسن مع الدّولة تكمل لك السّيادة . در گذر با توانائى ، واحسان كن با دولت ، تا تمام گردد از براي تو بزرگى . يعنى در گذر از تقصيرات وگناهان مردم با وجود قدرت وتوانائى بر انتقام وتقييد باين باعتبار اينست كه بزرگى در عفوى است كه با قدرت بر انتقام باشد واگر نه أو ناچار در خواهد گذشت وبزرگى در آن نباشد ، وتقييد احسان كردن بوقت دولت باعتبار اينست كه احسان در آن وقت لازم است واگر نكند بزرگى أو تمام نباشد ، وكسى را كه دولت نباشد احسان كردن أو در كار نيست واگر نكند باعث نقص أو نمىشود .

4529

تعلّموا العلم تعرفوا به ، واعملوا به تكونو من أهله .