مىآيد ما را چيزها كه بسيار مىشماريم آنها را هرگاه جمع كنيم آنها را ، وكم مىشماريم آنها را هرگاه قسمت كنيم آنها را . ظاهر اين است كه غرض اين باشد كه پس بر اين قياس گناه را هر چند كسى گاه گاه كند حذر از آن بايد كرد وسهل نبايد شمرد ، زيرا كه آنها هر چند كم مىنمايد باعتبار قسمت آنها بر أوقات هرگاه همه جمع شوند در نامه اعمال بسيار مىنمايد وعظيم مىشود .
4525
تحرّ من امرك ما يقوم به عذرك وتثبت به حجّتك ويفىء إليك برشدك .
طلب كن از كار خود آنچه را بر پاى شود بآن عذر تو ، وثابت شود بآن غلبه تو ، وبرگرداند بسوى تو رشد ترا ، ظاهر اين است كه مراد امر بتوبه است از گناهانى كه آدمي كرده باشد ، زيرا كه بسبب آن بر پاى مىشود عذر أو يعنى بسبب آن معذور مىدارند أو را واز سر گناهان أو مىگذرند ، و « ثابت وپاى بر جا مىشود بسبب آن غلبه أو » يعنى غلبه أو بر نفس خود يا بر شيطان يا بر جنود هوا وهوس يا بر گناهان كه بمنزله دشمنان أو بودند ومىخواستند كه أو را بجهنم برند ، وممكن است كه « حجت » بمعنى « غلبه » كه معنى لغوى آن است نباشد بلكه بمعنى اصطلاحى آن باشد كه دليل وبرهان است ومراد اين باشد كه ثابت شود بآن دليل وبرهان تو بر پاكى وپاكيزگى از گناهان واستحقاق رحمت وغفران ، و « رشد » بمعنى راست ايستادن بر راه حقّ است . و « برگرداند بتو رشد ترا » يعنى رشدى را كه از تو رفته بود بسبب كردن گناهان بر گرداند بسوى تو ، وباز ترا رشيد ومستقيم بر راه حق گرداند .
4526
تقاض نفسك بما يجب عليها تأمن تقاضى غيرك لك واستقص عليها تغن عن استقصاء غيرك .
طلب كن از نفس خود آنچه را واجب است بر آن تا أيمن گردى از طلب كردن غير تو