وتفتيش أحوال خود واضح ولايح مىشود ، پس آدمي بايد كه نهايت سعى كند در آن باب ، وسهل انگارى نكند ، كه باندك مسامحه خالص نمىماند وفاسد گردد ، وثمره بر آن بغير از وزر ووبال مترتّب نشود .
4534
تحلّوا بالاخذ بالفضل ، والكفّ عن البغى ، والعمل بالحقّ ، والانصاف من النفس واجتناب الفساد ، واصلاح المعاد .
آراسته شويد بفراگرفتن فضل ، وباز ايستادن از بغى ، وعملكردن بحقّ ، وانصاف آوردن از نفس ، ودورى گزيدن از فساد ، وبصلاح آوردن آخرت . مراد به « فضل » احسان ودهش است ، يا هر چه باعث افزونى مرتبهء آدمي گردد ، وبنا بر اين ذكر باقي فضائل از قبيل تخصيص بعد از تعميم است از براي زيادتى اهتمام به آنها . ومراد به « بغى » جور وستم است ، يا طغيان وسركشى وأطاعت نكردن كسى كه أطاعت أو واجب باشد ، يا سربلندى نمودن وعجب وخود بيني ، يا دروغگفتن ، زيرا كه « بغى » بهمهء اين معاني آمده چنانكه مكرّر مذكور شد . ومراد به « انصاف » چنانكه مكرّر مذكور شد عدل مقابل ظلم است واين كه خود را با هر كه بسنجد نصف داند وآن ديگر را نصف ، وجانب خود را بر آن ترجيح ندهد وبراي رعايت خود جورى بر ديگرى نكند ، وهمچنين ميانه هر دو كس غير خود ، ومراد به « فساد » فساد كردن ميان مردم است ، يا هر چه باعث فساد عمل وحال آدمي باشد ، يا هر كار لغو باطلى .
4535
تزوّدوا من الدّنيا ما تحوزون « 1 » به أنفسكم غدا وخذوا من الفناء للبقاء .
توشه بر گيريد از دنيا آنچه را جمع كنيد بآن نفسهاى خود را فردا ، وفرا گيريد از فنا از براي بقا . « آنچه را جمع كنيد » يعنى اعمال خيرى چند كه بسبب آنها جمع كنيد
هامش
( 1 ) در نهج البلاغة « تحرزون » ضبط شده ، ( رجوع شود بخطبه 28 ، ج 1 شرح ابن أبي الحديد چاپ مصر ، ص 146 ) پس معنى اين مىشود كه : « نگاهداريد با آن خودتان را فردا » .