4446
بذل الوجه إلى اللئام الموت الأكبر .
بذل رو بسوى لئيمان مردن بزرگتر است . ظاهر اين است كه « بذل رو » در اينجا بمعنى بىقدر ساختن وخوار نمودن رو باشد مأخوذ از معنى آخرى كه در فقره سابق از براي « بذل » مذكور شد ، وممكن است نيز كه بمعنى عطا باشد ومراد به « عطاى رو » رو انداختن باشد وبر هر تقدير معنى اين است كه آبروى خود را ريختن نزد لئيمان يعنى بخيلان يا مردم فرومايه پست مرتبه مرگ بزرگتر است يعنى از مرگ حقيقي بدتر ودشوارتر است كسى را كه اندك علوّ نفسي باشد از براي آب حيوان آبرو نتواند ريخت .
4447
بشّر نفسك إذا صبرت بالنّجح والظّفر .
مژده بده نفس خود را هر گاه صبر كند ببر آمدن حاجت وكامروائى . وممكن است كه « صبرت » بفتح تاء خوانده شود نه سكون آن وترجمه اين باشد كه : هرگاه صبر كنى وبر هر تقدير مراد اين است كه : هرگاه توفيق صبر يا فتى در شدّت وبلائي بدان كه عنايت الهى با تست وگشايشى خواهد شد .
4448
برّوا آباءكم يبرّكم أبناؤكم .
نيكوئى كنيد با پدران خود تا نيكوئى كنند با شما پسران شما ، زيرا كه در دنيا هر كسى هر چه بكارد بدرود .
4449
برّوا ايتامكم وواسوا فقراءكم وارفقوا بضعفائكم .
نيكى كنيد با يتيمان شما ، ومواسات كنيد فقيران شما را ، ولطف كنيد با ضعيفان شما . « مواسات » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى چيزى دادن است يا مخصوص چيز دادنى است كه از قدر كفاف خود باشد وزيادة از كفاف نداشته باشد يا برابر